عذاب همیشگی

سخنرانی در جمع طلاب نجف (تهذیب نفس و حفظ وحدت)
(قبل از شهریور ۱۳۴۶ هجری شمسی)
اخلاق,
عذاب همیشگی

شما خیال نکنید تا آخر عمر بتوانید با ریاکاری کارتان را درست کنید که بیخود من همه کارها را می‌کنم ولی می‌روم آنجا با ریا! نمی‌توانید. بالاخره کشف می‌شود فساد. خوب، فرض کنید توانستید؛ چند سال عمر می‌کنید؟ چند سال با ریا و تزویر و با خدعه و با فحشِ به مردم زندگی می‌کنید؟ صد و بیست سال؟ و حال اینکه صد و بیست ساله در بین ما نیست! در بین مردم هم خیلی خیلی کم‌اند- حالا ما فرض می‌کنیم صد و بیست سال؛ شما صد و بیست سال با خدعه و فریب توانستید یک زندگی [داشته باشید]؛ چه زندگی‌ای؟ چه زندگی‌ای؟ یک زندگی طلبگی! یک زندگی مبتذل! ما فرض می‌کنیم یک زندگی مثل هارون الرشید- این طور فرض می‌کنیم که- یک زندگی‌ای شما صد و بیست سال عمر می‌کنید و یک زندگی‌ای پیدا می‌کنید مثل هارون الرشید! صد و بیست سال در مقابل غیر متناهی چه نسبتی دارد؟ بَعدش غیر متناهی معذبید! اگر چنانچه به دیانت اسلام اعتقاد دارید، اگر اعتقاد انسان باقی ماند و این طور چیزها، خوب، فشارها وارد می‌کند.