امام امت ره می فرمود حتی نامه هایی که کسی در انها به من جسارت کرده گزارش دهید و اعلام کرد هر کس مرا پاره کرد یا به من اهانت کرد با او برخورد تلخ نکنید
امام خمینی ره هیچ گاه اجازه نمی دادند هنگام باریدن برف یا باران کسی بالای سر او چتر نگهدارد
امام از مطرح شدن سخت دوری می کردند و اجازه نمی دادند یاران و شاگردانش از او ترویج کنند از این که نام یا تمثال ایشان در صدا و سیما مطرح می شد اندوهگین بودند و می فرمودند وقتی می بینم رادیو و تلویزیون را هر وقت بازش می کنم از من اسم می برد خوشم نمی اید
حضرت امام ره تواضع عجیبی نسبت به طلبه هایی که درس خوان بودند داشتند طلبه روضه خوان و مداح اهل بیت ع را که می دیدند تمام قد بلند می شدند
امام خمینی ره با ان شخصیت والای جهانی خود دارای تواضع و فروتنی در حد بالایی بودند و این تواضع از سخنان و رفتارشان به خوبی نمایان بود در سخنان خود گاهی خود را یک طلبه و گاهی یک خدمتگزار قلمداد می کردند و می فرمودند به من رهبر نگویید رهبر ما ان طفل دوازده ساله فداکار
ملاقات های مسوولین و شخصیت ها با امام در یک اتاق کوچک سه در چهار انجام می شد و کسی از محتوای حرف های رد و بدل شده اطلاعی نداشت بارها مردم تقاضا کرده بودند که ملاقات های خصوصی امام با شخصیت های سیاسی و بعضا جهانی را جهت حفظ در تاریخ ضبط و فیلمبرداری کنیم اما می دانستیم
امام در بعضی از سال ها تابستان به محلات تشریف می اوردند تابستان سال 1325 که به محلات امدند علمای شهر که به امام اخلاص داشتند از ایشان درخواست کردند که مسجدی در اختیارشان بگذارند تا مردم از وجودشان بهره ببرند فرمودند مرا به حال خود بگذارید و به کار خودتان مشغول باشید
در نجف بعضی ها خیال داشتند روشی اتخاذ کنند به عنوان ملاحظه سلسله مراتب مراجع عالیقدر شیعه تا به این بهانه موقعیت و حیثیت اجتماعی امام را نادیده بگیرند این امر به دوستان خیلی گران امد بنده با دو نفر مامور شدیم از طرف کلیه دوستان خدمت امام برسیم و عرض کنیم که چنین
یادم می اید هنگام رفتن به حرم در اواسط راه و در کوچه به امام برخورد کردیم و چون دوست داشتیم که همراه ایشان باشیم لذا پشت سر اقا به طرف حرم مطهر حرکت کردیم امام وقتی متوجه حضور ما شدند ایستادند و فرمودند اقایان فرمایشی دارند گفتیم نه عرضی نداریم فقط دوست داریم که
در نجف یک وقت خبر رسید که گروهی از ایران به دستور شاه امده اند تا امام را ترور کنند اواخر سال 46 و اوایل سال 47 ما احساس وظیفه شرعی کردیم که باید امام محافظت بشوند و بر این اساس حدود هفت هشت نفر از برادران تصمیم گرفتیم هر شب همراه امام به حرم برویم همین طور موقعی که می
از خصایص امام این بود که هرگز دوست نداشتند در معابر عمومی طوری ظاهر شوند که عده ای دور و بر ایشان را بگیرند تا انجا که ممکن بود سوالات طلبه ها را در خانه شان جواب می دادند وقتی که از کلاس درس خارج می شدند مسیر خلوتی را که عمدتا کوچه های منتهی به منزل بود انتخاب می کردند
امام از حالت هایی که برای ایشان تعین درست می کرد بی اندازه متنفر بودند و جلوی انها را هم می گرفتند اگر کسی به دنبال یا همراه ایشان راه می رفت برمی گشتند و او را از این کار منع می کردند امام اینقدر در این جهت جدیت کرده بودند که برخی از صاحبان مغازه های اطراف منزلشان
در سال های 1327 و 1328 وقتی که امام در مسجد سلماسی قم تدریس می کردند مسیر حرکت ایشان از خانه به طرف محل درس شان با بنده یکی بود چون منزل ما هم در نزدیکی منزل امام بود لذا بیشتر روزها میان راه با هم برخورد می کردیم امام وقتی صدای پای ما را می شنیدند با ما احوالپرسی می کردند