روز تاسوعا من در محوطه قدم می زدم که اقای اشراقی امدند وگفتند که امام فرمودند که شما اماده باشید یک ساعت به ظهرمن می خواهم بیایم بیرون و باید امروز روضه بخوانی من متحیرشدم چون یک همچون امادگی نداشتم که در ان شرایط و محیطروضه بخوانم عرض کردم که خدمت ایشان عرض کنید
از جمله حوادثی که در فرانسه اتفاق افتاد در رابطه با ان حالت خلوص و علاقه و محبتی که امام به ائمه اطهار داشتند ما روزهاکه می شد کلیه گزارشهای شب گذشته را که به وسیله تلفن از ایران رسیده بود می نوشتیم و احیانا انهایی که لازم بود عین صدا راامام بشنوند جمع اوری می کردیم
امام در مدتی که در نجف اشرف بودند در تمام شبهای شهادت معصومین علیهم السلام در منزلشان ذکر مصیبت داشتند و به مناسبت رحلت حضرت زهراس این برنامه سه شب ادامه داشت; و ان گریه کردن و اشک ریختن بدون استثنا در همه این روضه خوانیها مشهودبود
یک روز به مناسبت یکی از وفیات ائمه علیهم السلام چندنفری به عنوان خواندن دعای توسل به اتاق امام رفتیم
همه رو به قبله نشستند و شروع به دعا کردند بعد از شروعامام وارد شدند و صف نشستند و همراه با همه دعا خواندند
در اثنای دعای توسل یکی از اقایان ذکر مصبیت مختصری کرد
حضرت امام مدظله در یک مراسم ملاقات در حسینیه جماران بطوراستثنایی به جای انکه در جایگاه روی صندلی بنشیند روی زمین نشستند ان هم روز عاشورا و به احترام عزاداری امام حسینع بود
ویژگی دیگر ایشان شدت اتصال و ارتباطشان و توسلشان به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و خاندان عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین است به نحوی که در تمام زمان تشرفشان به نجف اشرف و حضور مولی المتقین صلوات الله علیه همه شب به حرم مقدس مشرف و از ارواح طیبه ان بزرگواران
هرکجا روایتی از امامع به میان می امد و یا نام راوی ازانان احترام می کرد در مورد امامان علیهم السلام می فرمود سلام الله علیهم اجمعین و در مورد راوی با کلمه رحمه الله علیه یا رضوان الله علیه نام او را بیان می داشت عشق به خاندان عصمت و طهارت بود که برای دفاع از حریم
روزهای ملاقات عمومی در حسینیه جماران که مردم از یکی دوساعت قبل تدریجا جمع می شوند گاه و بیگاه صدای صلواتشان بلند می شدو طبعا صدای این صلواتها در داخل به گوش امام می رسید
یک وقتی متوجه شدیم که امام باشنیدن صدای صلوات و نام مبارک پیغمبراکرمص اهسته صلوات می فرستند;
امام شبهای محرم مجالس روضه که در محلات قم برگزار می شدشرکت می کردند برای اینکه مردم را تشویق کنند هم گرم نگه دارند
ان شب که ایشان را می خواستند دستگیر کنند ولی هیچ کس خبرنداشت; تلفنها را قطع کرده بودند تلفن منزل ایشان قطع شده بود نزدیک غروب بود من امدم منزل ایشان
یک روز یکی از طلاب در مدرسه رفاه به امام عرض می کند که شماچرا در بین صحبتهایتان از امام زمان کمتر اسم می برید
امام به محض شنیدن این سخن درجا ایستادند و فرمودند
چه می گویی مگر شما نمی دانید ما انچه داریم از امام زمان است و انچه من دارم از امام زمانعج است و انچه از انقلاب
یک روز که روز شهادت حضرت فاطمهس بود از امام تقاضا شد که در جمع برادران دفتر که به همین مناسبت تشکیل داده بودندحاضر شوند امام امدند و نشستند به مجرد اینکه یکی ازبرادران دفتر شروع به خواندن مصیبت کردند امام با صدای بلندگریه کردند که ایشان برای ملاحظه حال امام مصیبت
علاقه امام به اهل بیت علیهم السلام وصف ناشدنی است; امام عاشق انهااست عاشقی که تا صدای یاحسین بلند می شود او بی اختیاراشک می ریزد امام با اینکه در برابر مصیبت ها صابر است و حتی در برابر مشکلاتی چون شهادت حاج اقا مصطفی اشک نمی ریزد اما به مجرد اینکه یک روضه خوان بگوید