پیرمردی از راه دور برای زیارت حضرت امام به تهران و جماران رفت در همان روز چندتن از شخصیت ها نیز برای دیدار امام رفته بودند امام در ان روز با کسی قرار ملاقات نداشت دیدار با شخصیت ها را نیز نپذیرفت اما وقتی که باخبر شد پیرمردی از روستایی دور افتاده به دیدار او امده
روزی خدمت ایشان بودیم و در رابطه با فداکاری مردم صحبت می کردیم ایشان فرمودند این مردم خیلی از ما جلو هستند یکی از برادران اظهار داشت اگر ما بگوئیم دنباله رو مردم هستیم درست است لیکن در مورد شما که چنین نیست ایشان با شنیدن این مطلب قدری ناراحت شد و فرمود خیر این مردم
قرار شد خبر فوت را قدری دیرتر اعلام کنیم تا خبرگان به تهران بیایند و رهبر انتخاب شود و دوباره به شهرستان برگردند صبح فردا جلسه خبرگان اغاز شد وصیت نامه را اوردیم اقا نوشته بود به ترتیب احمداقا رئیس جمهور رئیس مجلس رئیس دیوان عالی کشور یا یکی از اعضای شورای نگهبان
همه را از اتاق بیرون کردند توی حیاط فرش انداخته بودند اقایان نشسته بودند و بحث می کردند که چه می شود و چه باید کرد و چه جور باید به مردم گفت انگار همه خبر مهم را می دانستند دوباره حال اقا به هم خورد همه ریختند توی اتاق دکترها مشغول بودند شماره های روی مانیتور مدام
با دکترها حرف زدم شیمی درمانی را شروع کرده بودند قرار شد اطلاعیه های پزشکی را جوری بدهیم که قدری نگران کننده باشد مردم باید اماده می شدند اتفاق بزرگی در راه بود
روزهای اخر بود گفتم اقا دارم می روم نماز جمعه بخوانم حرفی برای مردم ندارید گفت به مردم سلام برسانید و بگویید دعا کنید که خدا من را بپذیرد دعا کنید که خدا من را ببرد خداحافظی کردم اما دلم نمی امد این را به مردم بگویم مانده بودم نه می توانستم بگویم و نه می توانستم
یک هفته قبل از رحلت اقا رفته بودم حالی ازش بپرسم چند کلمه بیشتر حرف نزدیم نمی توانست ضعف غلبه کرده بود گفت همه چیز را در وصیت نامه نوشته است بعد ساکت شد یکی دو دقیقه بعد گفت هر چند پذیرفتن قطع نامه اتش بس برایم تلخ بود اما وقتی می بینم یکی از مشکلات دوران بعد از خودم
داشتم کمک می کردم تخت اقا را جابجا کنیم داشت زیرلب چیزهایی می گفت گوشم را نزدیک بردم خدایا تمامش کن خدایا بس است دیگر
گاهی اشک توی چشم های اقا جمع می شد یک بار خانم گفت اقا چه می خواهید گفت مرگ می خواهم
قلبش درد گرفت پزشک ها ریختند توی اتاق و کارها روبه راه شد یکی از ان ها داشت اقا را دلداری می داد گفت چیزی نیست مطمئن باشید همه امکانات جور است اقا گفت لازم نیست به من اطمینان و دلداری بدهید بروید فکری به حال این مردم بکنید
دو تا پاکت برای ایت الله خامنه ای و اقای هاشمی رفسنجانی امده بود روی پاکت ها نوشته بودند بعد از مرگ معظم له باز شود وصیت نامه اقا بود کی ابان سال 1361
شناخت الگوهای موفق در عصر حاضر ارزوی هر جوان حقیقت جو و طالب رشد و خوشبختی است نوشتار ذیل نیم نگاهی به گنجینه شخصیتی و زندگی امام خمینی قدس سره در دوران حیات روح انگیز ایشان دارد به امید پیروی از گفتار و رفتار الهی او که چون چراغی فروزان تا روشن بخش پویندگان