ورزش

در حیاط منزل جای قدم زدن نبود‏
درسی برای همه طلبه های نجف‏
خانه امام مثل مسکن فقیرترین افراد نجف بود‏
حتی مثل طلبه ها به کوفه نمی رفتند‏
هیچ وقت به هواخوری نرفتند‏
اجاره را اشخاص بدهند‏
این خانه تجملی است ‏
من آنجا نمی روم‏
این اتاق تنگی است‏
محل اسکان من در شمال شهر نباشد‏
محل اقامت باید پایین تر از توپخانه باشد‏
این منزل مناسب نیست‏
در نوفل لوشاتو تنها قدم می زدند‏
همه بدون بازدید بدنی به ملاقات من بیایند‏
امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند‏
فقط به قدرت خدا توجه داشتند‏
مساله ای نیست‏
ناو امریکا را هدف قرار می دادم‏
کسی خودش را زحمت ندهد‏
بگذارید بیایند‏
نمی توان به آن دولت گفت‏
حمله به دولت عراق‏
نمی شود عکس بگیرید‏
کی تفاهم کرده؟‏
آخر اینها شعار است که می خوانند؟!‏
در کربلا روزی دو مرتبه حرم می رفتند‏
در ایام ویژه به کربلا می رفتند‏
صبح و شب حرم می رفتند‏
هفت زیارت را مقید بودند‏
می خواهم به حرم مشرف بشوم‏
ماشین بیاورید برویم زیارت‏
زیارت رجبیه را بخوانید‏
سراغ ندارم مراجع دیگر هر روز حرم بودند‏
هر روز به حرم حضرت معصومه می رفتند‏
تا صدای یا حسین بلند می شود‏
تا نام علی اکبر را بردم‏
دستمالشان را درآوردند‏
رنگ صورت امام تغییر پیدا کرد‏
در مجالس روضۀ قم شرکت می کردند‏
سالی پنج روز روضه داشتند‏
بیش از همه گریان می شدند‏
در دستجات سینه زنی شرکت می کردند‏
به عمامه شان گِل می زدند‏
با دیدن تصویر گریه می کردند‏
روی زمین می نشستند‏
قبل از هر چیز به حرم امام رضا مشرف شوید‏
از زیارت باز نمانید‏
آنچه داریم از امام زمان است‏
این کار موجب مجازات شدید شد‏
خیلی به این عکس علاقه دارم‏
تهیه کنندگان را تشویق کردند‏
زیارت امام رضا آرزوی من است‏
قبل از زیارت عاشورا بیاورید‏
به نماز می ایستادیم‏
قبل از وقت نماز حاضر بودند‏
حضورشان ترک نمی شد‏
نماز جماعت امام ترک نمی شد‏
مرتب شرکت می کردند‏
در نماز جمعه شرکت می کردند‏
موقع قدم زدن ذکر می گفتند
فقط ذکر می گفتند‏
آهسته ذکر می گفتند‏
بر مستحبات نظارت می کردند‏
هر کاری می کنی در جوانی بکن‏
هر چند ماهی یک بار صحافی می شد‏
تهجّد در دوران طلبگی‏
از جوانی جدیت در نماز شب داشتند‏
در مهتاب اشک آقا را می دیدم‏
از چراغ قوه کوچک استفاده می کردند‏
هنوز شبی پیش نیامده‏
حتی یکبار هم نشد‏
ساعت را می پوشانیدند‏
انسان را به گریه می انداخت‏
خیلی دوستش دارم‏
دستمال کفاف اشکشان را نمی داد‏
به نماز صبح وصل می کردند‏
جویای وقت نماز شب شدند‏
تمام آداب را رعایت می کردند‏
در همان ساعت لبهایشان تکان می خورد‏
خدایا مرا بپذیر‏
لرزه بر اندامشان می افتاد
با وجود لوله تنفس نماز شب خواندند‏
اولین شبی که چراغ روشن بود
دو ساعت مانده به صبح بیدار می شدند‏
برای احراز صلاحیت افراد تفحص می کردند‏
ان شاءَالله حل می شود‏
این نعمت خداست‏
مبادا رفت و آمدها اثر کند‏
این بچه ملکوتی است‏
در حال قدم زدن ذکر می گفت‏
روی زمین می نشستند‏
روی زمین می نشستند‏
این دعا را همۀ ائمه خوانده اند
نیمه شب مناجات شعبانیه می خواندند‏
همه دعاهای شب جمعه را می خواندند‏
ما نکردیم، خدا کرد‏
متکی به خدا باشید‏
خداحافظ من است‏
خداوند با ماست‏
هیچ چیز جز خدا نمی دیدند‏
رضای الهی در درجۀ اول بود‏
برای انقلاب دعا کنید‏
بگویید ختم امّن یجیب بگیرند‏
دایماً به یاد خدا بودند‏
اگر شیطنت نکند مریض است
امام ما را آزاد می گذاشتند‏
به امام بگویید ما می ترسیم
من ھم کار خودم را می کنم
نظم روزانه
نظم حتی در زندان
به دیدن مسابقه کشتی می رفتند‏
به ژیمناستیک بیشتر نظر داشتند‏
از این بازوهای شما کشتی گیران خوشم می آید‏
ما به کِشت ایشان کاری نداریم‏
شنا می دانستند‏
هرگز فروتنی را فراموش نکردند‏
بعدازظهرها به کوه می رفتند‏
از بدنشان خوب نگه داری می کردند‏
فکر می کنی این غنچه چند روزه است؟‏
نشاط در کودکی‏
زیارت عاشورا را در حال قدم زدن می خواندند‏
اغتنام فرصتها‏
عمر با برکت امام‏
از همه وقت خودشان استفاده می کردند‏