جنگ تحمیلی

گویی صدایی نشنیده اند‏
این مخصوص نماز است‏
به سوی رحمت خدا می روی‏
چرا ابهّت نماز را حفظ نمی کنیم‏
حالا وقت نماز است‏
جلسه بعد از نماز باشد‏
اگر نمی آیند نمازم را بخوانم‏
خیر وقت نماز است‏
حتی نوافل را خواندند‏
نماز ایشان عادی خوانده می شد‏
نماز جماعت امام بسیار ساده بود‏
در حملات هوایی نگرانی نداشتند‏
لازم نیست بدانند‏
حالا وقتش نیست‏
کاری به هیاهو ندارم‏
با یک اشاره تمام می شود‏
می خواهید چه کسی را حفظ کنید؟‏
تو اگر کنار بروی من جنگ را تمام می کنم‏
این را از مغزت بیرون کن‏
به درک که در خطر باشند‏
مردم به اسلام رای دادند‏
دستور می دهم اینجا شما را زندانی کنند‏
چرا به من می گویید؟‏
شهدا را غسل ندهید‏
خبرهای خوش را با همه مطرح می کردند‏
خبر فتح فاو را به ما دادند‏
تا زمانی که موشک به من بخورد‏
من بروم به پناهگاه؟‏
هروقت همه سنگر داشتند‏
از بیرون پیداست!‏
وضع من فرق می کند‏
پناهگاه نسازید‏
نمی توانم فکر کنم در امان هستم ‏
چه فرقی است میان من و آن پاسدار؟‏
ملت را با خود داشته باشید‏
مردم هرگز متزلزل نمی شوند‏
به شدت متاثر شدند‏
وقتی که نامه را خواندند متاثر شدند‏
اینها به گردن ما خیلی حق دارند‏
چشمهایشان را به هم فشردند‏
بسیجی ها را بیشتر از همه دوست داشتند‏
شبهای حمله تا سحر دعا می کردند‏
به همۀ پاسداران دعا می کنم‏
دعا برای رزمندگان کار همیشگی من است‏
اینها همان ملائکه الله هستند‏
شاخه های گل را میان افراد می انداختند‏
خداوند با قلب اینها چه کرده است‏
نمی خواهد بنویسید‏
با شنیدن خبر اخلاص رزمندگان گریه می کردند‏
بس کن دیگر!‏
بگویید ترتیب ملاقات را بدهند‏
با اینکه ملاقات نداشتند پذیرفتند‏
اگر به جبهه نروند جنگ نمی شود‏
اگر قرار باشد بمباران شود‏
با کارت جنگی رای بدهند‏
دست و بازوی شما را می بوسم‏
با بیشترین همّ خود به شما دعا می کنم‏
انگار به حجلۀ عروسی می روند‏
فوراً او را اعزام کنید‏
دستشان را جلوی صورتشان می گرفتند‏
خدایا این شهدای ما را قبول کن ‏
مواظب خودتان باشید‏
دلم برای چمران تنگ شده است‏
تو شهید نشدی!‏
خوشم آمد که به چنین نمازی رفتی‏
اینها چه زیبا هستند‏
وقتی تصویر مجروحین را می دیدند‏
دزدی آمده و سنگی انداخته‏
شما هم ترسیدید؟‏
ما پیروز می شویم‏
با دیدن امام آرام شدیم‏
ضربان قلب امام افزایش پیدا نمی کرد‏
آرامش قلبی امام در جنگ شهرها‏
در وجود امام ترس نبود‏
آرامش روحی در بمباران تهران‏
به هیچ وجه تغییر محل نخواهم داد‏
با اطمینان به مشکلات ما گوش می دادند‏
با اطمینان به مشکلات ما گوش می دادند‏
مطمئن باشید پیروزید‏
حتی محل نشستن امام عوض نشد‏
ما حریف امام نمی شدیم‏
فتح با شماست بروید عملیات کنید‏
جنگ است یک وقت ما می بریم یک وقت آنها‏
آرامش امام در بمبارانهای جزیره خارک‏
ما بیش از این تفنگ داریم‏
دقت کنید تبعیض نباشد‏
جریان آن شکایت از من چه شد؟‏