یادداشت

اگر آمد آنجا یقهٔ او را بگیر‏

روزهای اول انقلاب دادگاه به آن صورت منظمی که تصور می شد، نبود. همین امرموجب می شد که گاهی اوقات متهمین و مجرمین واقعی از زندان فرار کنند. از جمله کسانی که در همهٔ کارها دخالت می کرد و بازپرس شده بود، ابراهیم یزدی بود که در دولت موقت اول معاون نخست وزیر و سپس وزیر امور خارجه شد. او در واقع همه کاره بود و در هر کاری دخالت می نمود. مردم هم از ماهیت او و همفکرانش اطلاع نداشتند. یزدی در طبقه سوم مدرسه رفاه که من هم در آنجا بودم، نصیری و رحیمی را به محاکمه می کشید آنها با وجود اینکه می دانستند من از طرف امام به عنوان قاضی و حاکم شرع تعیین شده ام، به این امر توجه نمی کردند. سرانجام کاسهٔ صبرم لبریز شد و مستقیماً به خدمت امام رفتم و عرض کردم ابراهیم یزدی می گوید که جزو شورای انقلاب است و نمی گذارد من به کارها رسیدگی کنم، او در همهٔ کارها دخالت می کند و مانع کار ما می شود. امام فرمودند: او جزو شورای انقلاب نیست و زورش هم به تو نمی رسد اگر آمد آنجا یقه او را بگیر. امام سپس یقهٔ مرا گرفت و گفت اینجوری و از پله ها به پایین پرت کن تا بیاید پیش من و من جواب او را بدهم.

پیشین –  صص ۳۶۰ و ۳۶۱.

(جلد4)



اگر آمد آنجا یقهٔ او را بگیر‏؛ 11 دی 1278

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: