یادداشت
خدمت یا خیانت؟
مروری سریع بر فراز و فرود اولین رئیس جمهور ایران

خدمت یا خیانت؟

 

 

امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در مراسم تنفیذ ریاست‌جمهوری آقای بنی‌صدر سخنرانی خود را با این حدیث شروع کردند: «من یک کلمه به آقای بنی‌صدر تذکر می‌دهم که آن یک کلمه تذکر برای همه است: «حبّ الدنیا راس کلّ خطیئه» هر مقامی که برای بشر حاصل می‌شود، چه مقام‌های معنوی و چه مقام‌های مادی روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است. توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت می‌کنند، کسانی که دارای مقامی هستند، دارای پستی هستند که مقامْ آنها را مغرور نکند. مقام رفتنی است و انسان در حضور خدای تبارک و تعالی ماندنی است.» «1»

ابوالحسن بنی‌صدر در دوم فروردین‌ماه 1312 در روستای باغچه از توابع همدان به دنیا آمد. پدرش نصرالله بنی‌صدر از روحانیون با نفوذ همدان بود. او با ورود به دانشگاه تهران در رشته‌های اقتصاد و حقوق اسلامی تحصیل کرد. پس از دو بار دستگیری به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم شاه، عازم فرانسه شد و در دانشگاه سوربن دکترا گرفت. او در سال‌های قبل از انقلاب به‌عنوان ناسیونالیست اسلامی در فرانسه به مبارزات خود علیه طاغوت ادامه داد؛«2» امّا اندیشه وی به جبهه ملی و مصدق نزدیک بود.«3» بعد از پیروزی انقلاب و روی کار آمدن دولت موقت، بنی‌صدر در تیرماه 58، به معاونت وزارت اقتصاد منصوب شد. در آبان همان سال، با پیشنهاد شورای انقلاب، وی مسئولیت وزارت اقتصاد و سرپرستی امور خارجه را هم عهده‌دار شد. حضرت امام رحمه‌الله‌علیه در این‌باره در پیامی می‌فرمایند: «طبق پیشنهاد شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران، جناب‌عالی به‌سمت وزیر امور اقتصادی و دارایی و سرپرست وزارت امور خارجه منصوب می‌شوید. از خداوند متعال، توفیق جناب‌عالی را در ایفای وظایفی که عهده‌دار شده‌اید، جلب رضای مقدسش را خواهانم.» «4»

پس از استعفای بازرگان و انحلال دولت موقت، در پنجم بهمن‌ماه 1358 با یازده میلیون رای مردم، بنی‌صدر اوّلین رئیس‌جمهور انقلاب شد. نامزد منتخب حزب جمهوری اسلامی، جلال‌الدین فارسی بود که به‌ دور انتخابات نرسید. با وجود نبود رقیب جدی و آشنایی اندک مردم، بنی‌صدر بیش از 75 درصد آرا را کسب کرد. «5» پس از این، اختلاف بنی‌صدر با نیروهای انقلاب آشکار شد. پس از تشکیل مجلس، اوّلین چالش‌های دولت و مجلس بر سر انتصاب نخست‌وزیر شروع شد. بنی‌صدر نامه‌ای به امام خمینی رحمه‌الله‌علیه نوشت و طی آن موافقت امام با نخست‌وزیری احمد آقا را خواستار شد؛ امّا امام در جواب این‌گونه نوشتند: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شوند. احمد خدمتگذار ملت است و در این مرحله با آزادی بهتر می‌تواند خدمت کند.»«6» با رد گزینه‌های پیشنهادی بنی‌صدر و مجلس، در نهایت هیئتی با تصویب مجلس و رئیس‌جمهور تشکیل شد. هیئت پیگیری، محمدعلی رجایی را به‌عنوان شایسته‌ترین فرد انتخاب کرد؛ امّا این انتخاب با تفکرات بنی‌صدر هم‌خوانی نداشت و اوّلین درگیری‌ها بر سر اعضای کابینه رخ داد. طبق قانون اساسی، صلاحیت گزینش و پیشنهاد وزرا با نخست‌وزیر بود، امّا بنی‌صدر با لیست پیشنهادی شهید رجایی مخالفت کرد. اختلاف‌ها تا جایی ادامه داشت که بنی‌صدر در پی نامه‌ای از امام درخواست ‌مداخله‌ کرد؛ «7» امّا حضرت امام رحمه‌الله‌علیه در این‌باره فرمودند: «این جانب دخالتی در امور نمی‌کنم موازین همان بود که کراراً گفته‌ام و سفارش من آن است که آقایان تفاهم کنند و اشخاص مومن به انقلاب و مدیر و مدبّر و فعّال انتخاب نمایند، والسلام علیکم.» «8»

یکی دیگر از چالش‌های بنی‌صدر مخالفت با نهادهای انقلابی همچون کمیته‌های انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دادگاه‌های انقلاب بود. در پنجم اردیبهشت‌ماه 1359، هلی‌کوپتر‌های آمریکایی در صحرای طبس زمین‌گیر شدند. پس از فرار آمریکایی‌ها از ایران، کاخ سفید اعلامیه‌ای به این شرح پخش کرد: «آمریکا در عملیاتی در صحرای طبس جهت آزادی جان گروگان‌های اسیر در ایران با شکست روبه‌رو شد و اسناد سری و مهمی در درون هلی‌کوپترها به‌جای مانده است.» بعد از انتشار این اعلامیه، بنی‌صدر که فرمانده کل قوا بود، دستور بمباران بقایای هلی‌کوپترها را صادر کرد. با این اقدام، اسناد مهم و به‌جای‌مانده از آمریکایی‌ها در آتش سوخت و محمد منتظرقائم، فرمانده سپاه پاسداران یزد به شهادت رسید. «9»

با شروع جنگ عراق علیه ایران، بنی‌صدر اجازه دخالت سپاه پاسداران در دفاع از ایران را نمی‌داد. با سیاست‌هایی که در مقام فرماندهی کل قوا اتخاذ کرده بود، باعث اختلاف بین سپاه و ارتش می‌شد. فرماندهی بنی‌صدر به شکلی بود که در ماه‌های ابتدایی جنگ، در چهار عملیات بزرگ با استراتژی غلط شکست خورد. دشمن در خاک ایران پیشروی می‌کرد، امّا بنی‌صدر در فضای داخلی هم اختلاف خود با شورای انقلاب را پُررنگ می‌کرد. در روز چهاردهم اسفندماه 1359، در حین سخنرانی بنی‌صدر در سالروز درگذشت مصدق، درگیری بین مخالفان و موافقان او شروع شد. طرفین با شعارهای مخالف همدیگر را محکوم می‌کردند. سخنرانی بنی‌صدر بر شدت این درگیری‌ها افزود. شبه نظامیان مجاهدین خلق با مردم درگیر شدند و ده‌ها زخمی و مجروح برجای گذاشتند. به‌دنبال اتفاقات پیش‌آمده در تاریخ بیستم خردادماه 1360، امام خمینی رحمه‌الله‌علیه بنی‌صدر را از سمت فرماندهی کل قوا عزل کردند. پس از آن، طرح دوفوریتی عدم کفایت سیاسی وی در مجلس مطرح شد. در نهایت هم در تاریخ 31 خرداد 1360 با 177 رای موافق، 12 رای ممتنع و یک رای مخالف، بنی‌صدر از سمت ریاست‌جمهوری عزل گردید. «10»

گمانه‌زنی‌هایی درباره ارتباط بنی‌صدر با مسعود رجوی وجود داشت. منافقین علاوه بر حمایت‌های گسترده از بنی‌صدر، او را مخفی‌کرده و مقدمات فرارش از ایران را مهیا کردند. آن‌گونه که خود در خاطراتش بیان‌کرده از طریق نیروهای نفوذی خودی در نیروی هوایی با سرقت یک هواپیمای سوخت‌رسانی با خلبانی سرهنگ معزی از ایران به‌سوی پاریس رفتند. «11»

«۱» صحیفه امام خمینی (ره) ، ج ۱۲ ، ص ۱۴۱

«۲» یاد ایام ۱۳۸۹ خرداد شماره ۵۷

«۳»  مصاحبه تسنیم با مصطفی میرسلیم ۲ تیر ۱۳۹۷

«۴» صحیفه امام خمینی (ره) ، جلد ۱۱ ، صفحه ۵۹

«۵» زمینه های سقوط اولین رئیس جمهور ، فصلنامه سیاست ، دوره ۳۹ ،شماره ۱

«۶» صحیفه امام خمینی (ره) ، جلد ۱۳ ، ص ۵۶

«۷» زمینه های سقوط اولین رئیس جمهور ، فصلنامه سیاست ، دوره ۳۹ ،شماره ۱

«۸» صحیفه امام خمینی (ره) ، ج ۱۳ ، ص ۱۷۵

«۹» پرتال امام خمینی (ره) ، بازخوانی نقش بنی صدر در واقعه طبس

«۱۰»  صحیفه امام خمینی (ره) ، ج ۱۴ ، ص ۴۸۰

«۱۱» بنی صدر ، درس تجربه ، ص ۳۷۱



خدمت یا خیانت؟؛ 18 مهر 1400

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: