فهیمه آقاخانی
حضور تودهها در صحنه سیاست ایران همواره پدیدهای بنیادین بوده است؛ نیرویی خروشان که گاه در مشروطه و نهضت نفت به کار گرفته شد و گاه در ۲۸ مرداد با خالی شدن صحنه، به بنبست رسید؛ بااینحال، شاهکار امام خمینی رحمهاللهعلیه در بازتعریف این نیرو و تبدیل «حضور خیابانی» به ابزاری پایدار و آگاهانه، نقطهعطفی در تاریخ تحولات سیاسی ایران بر جای گذاشت.
مقاومت منفی
ریشه حرکت تودهها در ایران، در اساطیر و در روایتهای قهرمانانه مانند قیام کاوه آهنگر علیه ضحاک نهفته است؛ حرکتی که فردوسی آن را نمادی از بیداری ملت در برابر ستم میسراید. این روحیه در تاریخ معاصر، در قالب «مقاومت منفی» نیز تجلی یافت. در سال ۱۳۰۶ قمری، پس از آنکه امتیاز انحصاری تنباکو به تالبوت انگلیسی واگذار شد، اعتراضات مردمی از شیراز آغاز و به بازارهای بزرگ تهران و سایر شهرهای مهم رسید.«1» در این واقعه، پیوند میان تودهها و روحانیت، کلید پیروزی بود. فتوای تاریخی میرزای شیرازی باعث شد تا حتی زنان دربار نیز از این حکم تبعیت کنند. «وقتی شاه به زنهایش گفته بود که چه کسی گفته تنباکو حرام است؟ یکی از خانمها آبرومندانه عرض کرده بود، همان کسی که ماها را به شما حلال کرده.» «2»
این مقاومت غیرمسلح، درنهایت منجر به لغو قرارداد شد و نشان داد که چگونه میتوان با تکیه بر باورهای اجتماعی، قدرتهای اقتصادی را به عقب راند.
خیابانها؛ کارزار حیاتی مشروطهخواهان
در دوران مشروطه (۱۲۸۴-۱۲۸۸ شمسی)، خیابان به کارزاری حیاتی برای خواستههای سیاسی تبدیل شد. تظاهرات و گردهماییهای جمعی برای محدود کردن اختیارات شاه و تاسیس «عدالتخانه»، پیوندی میان مردم و سیاست ایجاد کرد. اگرچه این مسیر با خونریزیهای سنگین همراه بود، اما ثابت کرد که حضور تودهها در خیابان میتواند مسیر حرکت حکومت را تغییر دهد. یک تحلیلگر فرانسوی مینویسد: «رخدادهای ایران ثابت کرد اعتصاب عمومی و حرکت جمعی در خیابانها میتواند به انقلابی پیروزمند بینجامد.»«3»
از مصدق تا کودتا؛ درس تلخ بیتفاوتی
فضای سیاسی پس از مشروطه، در دوران دکتر مصدق با بازگشت قدرتمند خیابان همراه شد. مصدق با درک این حقیقت که مردم صاحبان اصلی قدرت هستند، از توان تودهها برای مقابله با فشارهای دربار و مجلس استفاده کرد. او در جریان ملی شدن نفت، با تکیه بر حمایت خیابانها، توانست به قدرت برسد و در برابر رقبایش ایستادگی کند. حتی در تیرماه ۱۳۳۱، وقتی وی مستقیماً دستبهدامن مردم شد، تظاهرات گسترده باعث عقبنشینی شاه شد.
مصدق اصولاً تودههای مردم را صاحبان اصلی قدرت میدانست. در جریان نهضت ملی شدن نفت، نیروی سیاسی تودهها بار دیگر برخاست و هدف را به سرانجام رساند. «مصدق را خیابانها به قدرت رسانده بود؛ ماندنش در منصب نخستوزیری هم به لطف همان خیابانها بود. هربار مخالفان، چه در مجلس و چه در دربار، روی دستش بلند میشدند، دستبهدامن مردم میشد و تکیهاش به تظاهرات مردمی بود تا بتواند رقبایش را تحتتاثیر قرار دهد.» «4»
بااینحال، یکی از تلخترین درسهای تاریخ ایران، تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. برای مصدقی که تکیهگاه اصلیاش خیابان بود، در روزهای منتهی به کودتا، هیچ تمسکی به مردم صورت نگرفت. این بیتفاوتی باعث شد که وقتی خیابانها از حضور مردم خالی شد، نیروهای مجهز کودتاگران بهراحتی و با حمایت آمریکا بر شهر مسلط شوند و دولت مصدق شکست بخورد.
نهضت امام خمینی رحمهاللهعلیه پدیدهای بر ویرانهها و عبرتهای جنبشهای پیشین از پیروزی تنباکو تا شکست ۲۸ مرداد ایستاد و ساختاری نو از پیوند امت و امامت را در خیابان بنا نهاد.
15 خرداد؛ تمرینی برای انقلاب اسلامی
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، الگویی متفاوت از مبارزات پیشین بود. برخلاف وقایع مشروطه یا دوران ملی شدن نفت که رهبری روحانیت نقش محوری داشت، تظاهرات ۱۵ خرداد حرکتی کاملاً خودجوش و مردمی بود. طبق روایت «فردوست»، اداره سوم ساواک حتی از حجم این تجمع بیخبر بود و رژیم در آن لحظات تا آستانه سقوط پیش رفت. فردوست اعتراف میکند که در آن روز اوضاع برای رژیم بسیار وخیم شد و رژیم را تا سرحد سقوط پیش برد و اگر برای مدت دو تا سه ساعت بعد از ظهر تظاهرات متوقف نشده بود و نیز اگر کشتار وسیع مردم صورت نمیگرفت، احتمال اینکه شاه با هواپیما کشور را ترک کند وجود داشت.«5» حضور خروشان مردم در آن روز، در واقع تمرینی تمامعیار برای انقلاب اسلامی بود که سالها بعد، در سال ۵۶ با شکلی جدیتر، دوباره به صحنه آمد.
انقلاب اسلامی؛ نظم در دل آشوب
انقلاب ایران، برخلاف بسیاری از جنبشهای جهان، با غارت و چپاول همراه نبود؛ بلکه از نظر ناظرانی همچون «آنتونی پارسونز»، شاهکار سازماندهی و نظم بود.«6» انقلاب ایران، بیشترین میزان مشارکت مردمی را در قالب اعتراضات خیابانی تجربه کرد. از دیماه ۱۳۵۶ که انتشار مقاله توهینآمیز نسبت به امام، جرقهای در انبار باروت شد، تا سنت «اربعین» که به ابزاری برای تداوم اعتراضات تبدیل گشت، مردم با تسلط بر خیابانها، قدرت نظام را بازتعریف کردند. به تعبیر میشل فوکو، جمعیتی با دستان خالی که مثل یک جزرومد انسانی عمل کرد. یک جامعهشناس آمریکایی نیز در تحلیل حضور مردم مینویسد: «انقلاب ایران بیشترین میزان مشارکت مردمی را داشته و قالب این مشارکت هم مشخصاً اعتراضات خیابانی بود.»«7»
یرواند آبراهامیان در تحلیل رفتار مردم انقلابی در خیابان مینویسد: «به شیشه بانکها سنگ میزدند اما نزدیک بیمارستانها هم صدایشان را پایین میآوردند. مغازهدارها شیرینی و آب پخش میکردند. گلفروشها میخک میدادند تا تظاهرکنندهها بتوانند آنها را به سربازها بدهند. جمعیت، نام خیابانهای معروف را عوض میکرد. سینماها، کابارهها و مشروبفروشها را دربوداغان میکردند اما از قبل مطمئن میشدند هیچکس در آنجا نباشد و صدمهای نبیند. دست به جواهرفروشیها و حتی مشروبفروشیهای مناطق ارمنینشین نمیزدند ...»
برای آبراهامیان «8» این سوال پررنگ است که «چگونه غیرنظامیانی غیرمسلح یکی از معظمترین نیروهای نظامی دنیا را سرنگون کردند؟ چرا عامه مردم با اینکه هیچ اطلاعی از نظریه نافرمانی مدنی غیرخشونتآمیز گاندی نداشتند، با میل و رغبت به چنین راهبردی متوسل شدند؟» او در کتابش به این مهم نمیرسد که مردمی که به تعبیر نیویورکتایمز «حتی یک حادثه خشونتبار هم از سوی معترضان اتفاق نیفتاد» بهواسطه رهبری هوشمندانه امام خمینی رحمهاللهعلیه بوده است.
با چنگ و دندان برای حفظ انقلاب
در دیماه ۱۳۵۷، با وجود رفتن شاه، نیروهای حامی سلطنت همچنان در کمین بودند؛ اما ورود باشکوه امام در ۱۲ بهمن و بیعت همافران با ایشان، مسیر را برای حفظ نظام باز کرد. در ۱۹ بهمن، وقتی نیروهای گارد با هدف کنترل شورش تلاش کردند، امام خمینیرحمهاللهعلیه از مردم خواست که همه باید امشب در خیابانها بمانند و به اعلامیه حکومت نظامی اعتنایی نکنند. حافظه تاریخی مردم به کمکشان آمد. آنها تجربه ۲۸ مرداد را به یاد داشتند و این بار، با سنگرسازی و حضور شبانه در خیابانها، مانع از تسلط نظامیان شدند. همانگونه که بازرگان روایت کرده، مردم در آن شب، پادگانها و تانکها را به تصرف خود درآوردند.«9»
پابرهنگان، ولینعمت ما
جای هیچ تردیدی نیست که اگر شخصیت فرهمند و رهبری هوشمندانه امام خمینی رحمهاللهعلیه نبود، انقلاب یا اصلا شکل نمیگرفت یا به این سادگیها به پیروزی نمیرسید. به تعبیر رهبر شهید انقلاب: «این انقلاب بینام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست». تواضع و فروتنی امام تودههای انقلابی را مسحور خود کرده بود: «من خادم شما هستم. من خادم ملت شما هستم...» «10» شخصیتی که در طول دوران مبارزه علیه رژیم هیچگاه اعتقادی به قیام مسلحانه و اعمال خشونتآمیز علیه رژیم نداشت و معتقد بود باید ملت با آگاهی متوجه خیانت پهلوی علیه کشور شوند. مردمی که در نگاه اندیشمندان غربی، پابرهنگان و اوباش توصیف میشدند، اما به باور امام: «این پایینشهریها و این پابرهنهها بهاصطلاح شما اینها ولینعمت ما هستند.»«11» مردی که در سال 41 خطاب به حکومت گفت: «اگر به این سیاستها ادامه دهید، من این صحرای بیپایان قم را مملو از آدم میکنم.»«12»
تا همیشه مردم
این پیوند میان ملت و رهبری، در تمام سالهای پس از انقلاب، از فتنههای سال ۷۸ و ۸۸ تا حوادث سالهای ۹۶ و ۹۸، امتحان خود را پس داده است. حتی در سختترین لحظات تاریخ معاصر، یعنی سحرگاه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، پس از شهادت امام خامنهای و در سایه جنگ و تهدیدات خارجی برای تجزیه ایران، مردم بار دیگر «مردم و خیابان» شدند. در این روزهای دشوار، وقتی کشور در میانه بحران بود، حضور شبانه و بیوقفه مردم در خیابانها، اقتدار ملی را تضمین کرد و نشان داد که بصیرت و شجاعت ملت، همواره ضامن بقای این سرزمین است.
«اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود، دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.» «13»


