خانم دکتر زینب اصغریان، استاد دانشگاه، مترجم و پژوهشگر سیاست خارجی و روابط بینالملل
درآمد
انتقام در گفتمان مقاومت، همواره میان دو خوانش متقابل نوسان کرده است: خوانشی که آن را واکنشی احساسی، غیرعقلانی و موجب تشدید تنش میداند؛ و خوانشی که آن را راهبردی عقلانی، مبتنیبر مبانی کلامی و فقهی و ضامن امنیت و بقای ملت مظلوم میشمارد. انتقام در مواضع رهبران انقلاب اسلامی، نه واکنشی منفعلانه، بلکه کنشی فعال برای اجرای عدالت، بازگرداندن تعادل و تضمین امنیت ملی است که در قالب محور مقاومت، بازدارندگی نامتقارن، جنگ روایتها و القای ترس در دشمن شکل گرفته است.
در ادبیات حقوقی و فقهی، قصاص ناظر به جرمی معین است که علیه فردی مشخص واقع شده است، اما انتقام در منطق گفتمان مقاومت، فراتر از یک پرونده فردی است. انتقام، حقِ تاریخ و جامعه است؛ زیرا جنایت دشمن، نه حادثهای گذرا، بلکه فرآیندی مستمر و ساختاری است. از کودتای ۲۸ مرداد و سرکوب خونین ۱۵ خرداد، تا تحمیل جنگ هشتساله، ترور دانشمندان هستهای، تحریمهای ظالمانه، حمله به مدرسه میناب و کشتار کودکان و جنایت بیسابقه لامرد، همه نشان میدهد دشمن نه با یک فرد، بلکه با یک ملت و یک تمدن در ستیز است؛ بنابراین، انتقام حقِ نسلهایی است که تاوان این جنایتها را پرداختهاند و حقِ تاریخی آنهاست که عدالت اجرا شود.
قرآن و فقه در دفاع از انتقام شریعت اسلام، هرگونه بیداد و تجاوز را ــخواه بر فرد و خواه بر جامعهــ برنمیتابد؛ از همین رو، ایستادگی در برابر ستمگران و بازستاندن حقوق پایمال شدگان را ستوده و در پارهای از موارد واجب میشمارد. قرآن کریم در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره توبه، مسلمانان را به نبرد با کافران و مشرکان معاند فرا میخواند تا در پرتو آن، هم بساط شرک و کفر از گستره زمین برچیده شود و هم آتش خشم مومنان ستمدیده فرو بنشیند و دلهای داغدار آنان آرامش یابد. چه بسا حکمت نیکو شمردن و واجب بودن انتقام در چنین مواردی آن باشد که اگر ستمگران بازخواست نشوند، جسارتشان فزونی گیرد، حقوق دیگران زیر پا له شود و تباهی و ناامنی در جامعه دامن بگستراند. خونخواهی در فقه امامیه نه بهمعنای انتقام شخصی، بلکه بهمنزله سازوکاری شرعی برای تحقق عدالت، احیای حقوق قربانیان و جلوگیری از تکرار جنایات است.
امام خمینی رحمهاللهعلیه میفرمایند: «کسانی که از حال این ملت رنجدیده در این پنجاه سال (قبل انقلاب) آگاهند و به سرنوشت ایران علاقه دارند، از جمیع طبقات، از کارگر تا دهقان، از دانشجویان قدیم تا دانشگاهیها، از لشکری تا کشوری باید بدانند به دست آوردن آزادی در برکنار شدن شاه و دودمان او است که دشمن سرسخت ملت و نقطه اصلی بدبختی است؛ و تصور آنکه بدون کنار رفتن و انتقام از او آرامش ملتی که همه چیزش به دست او به باد رفته است به او برگردد، خیالی است باطل.»«1» این سخن، انتقام را شرط لازم بازگشت آرامش و آزادی معرفی میکند. امام رحمهاللهعلیه در سخنرانی خود در جمع پرسنل نیروی دریایی و هوایی با صراحت میفرمایند: «ما میخواهیم انتقام بگیریم، قصاص کنیم، دست او را قطع کنیم. آنها پیشنهاد میکنند که باید صلح بشود، لکن صلحی که آنها میخواهند صلح آمریکایی میخواهند و ما صلح اسلامی میخواهیم.»«2»
این بیان، انتقام را در تقابل با صلح تحمیلی و سازشکارانه قرار میدهد و آن را بخشی از هویت اسلامیانقلابی معرفی میکند. ایشان همچنین در سخنرانی در جمع مردم با استناد به سیره امیرالمومنین علیهالسلام میفرمایند: «مولای ما، امیرالمومنین سلاماللهعلیه آن مرد نمونه عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، با مستکبرین و با کسانی که توطئه میکنند شمشیر را [میکشید و] میکشت. هفتصد نفر را در یک روز ـ چنانچه نقل میکنند ـ از یهود بنیقُرَیْظَه ـ که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند ـ از دم شمشیر گذراند! خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمتْ رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود.»«3» این نقل قول، انتقام را نه افراط، بلکه اجرای عدالت الهی در موضع خود میداند.
انتقام، موتور محرکه اجرای عدالت
تحلیل راهبردی ارائهشده، انتقام را نه واکنشی منفعلانه، بلکه کنشی فعال برای اجرای عدالت و بازگرداندن تعادل معرفی میکند. در این چهارچوب، اگر حرارت انتقام بهمثابه موتور محرکه حرکت و پیشروی کاهش یابد و ما به سراغ دشمن نرویم، او به سراغ ما خواهد آمد. تجربه، بهویژه در دو جنگ اخیر، ثابت کرده است با دشمنی روبهرو هستیم که هیچ و مطلقاً هیچچیز را مانع خود نمیبیند و نمیداند؛ نه قوانین نوشته و نانوشته بینالمللی و نه اخلاق و انسانیت. در چنین معادلهای، انتقام عملی واکنشی و منفعلانه نیست، بلکه کنشی برای اجرای عدالت و بازگرداندن تعادل است و هیچ عقل سلیمی نمیتواند در ضرورت آن تشکیک کند. عبور از چراغ سرخ انتقام، چراغ سبزی به دشمن برای جنایات بیشتر و مهیبتر است؛ این تحلیل با مفهوم «بازدارندگی از طریق تنبیه» قابل تبیین است.
صدای رهبران: از امام دیروز تا امام امروز
رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله خامنهای، در دیدار دستاندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، انتقام از قاتلان حاج قاسم سلیمانی را وظیفهای قطعی میدانند: «آنچه در شهادت او (حاج قاسم) اتفاق افتاد، اولین سیلی سختی بود که به آمریکا زده شد و تا آن زمان، مهمترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی بود که انجام گرفت؛ بعد هم که خب برادرها یک سیلیای زدند؛ لکن سیلی سختتر عبارت است از غلبه نرمافزاری بر هیمنه پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود. بایستی جوانان انقلابی ما و نخبگان مومن ما [با] همت، این هیمنه استکباری را بشکنند و این سیلی سخت را به آمریکا بزنند، این یک؛ یکی هم اخراج آمریکا از منطقه است که این همت ملّتها و سیاستهای مقاومت را میطلبد که بایستی این کار را انجام بدهند؛ این، سیلی سخت است.»«4» ایشان در ادامه تاکید میکنند: «البته اینها غیر از انتقام از قاتل است؛ اینهایی که گفتیم، مربوط به مجموع استکبار و آمریکا است؛ قاتل سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛ آن به جای خودش محفوظ است. اگر چه به گفتهی یک عزیزی، کفش پای سلیمانی هم بر سرِ قاتل او شرف دارد و سرِ قاتل او هم برود، فدیهی کفش سلیمانی هم نمیشود؛ این هست امّا بالاخره غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند؛ هم آمر، هم قاتل بدانند که در هر زمان ممکن، هر وقت ممکن شد ـ ما دنبال وقت ممکن هستیم ـ باید انتقامشان را پس بدهند.»«5» این بیانات، انتقام را در دو سطح خرد (قاتل) و کلان (استکبار) ترسیم میکند و آن را به راهبردی چندلایه تبدیل میکند. آیتالله مجتبی خامنهای نیز در پیام خود بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران با صراحت اعلام میدارند: «عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بهزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا، هر یک بخشی از این ماموریت الهی را انجام خواهند داد.»«6» این پیام، انتقام را به ماموریتی الهی و جهانی تبدیل میکند که فراتر از اشخاص و مسئولان است؛ همچنین، ایشان میفرمایند: «ملت ما خونخواه حسین است.این ملت بزرگ سالها فرزندان خود را در راه حسین و در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد. و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.»«7»
تهدید دائمی در سایه موازنه تهدید
وقتی هزینه تجاوز بالا میرود، گفتمان انتقام در عرصه نظامی به شکل «بازدارندگی نامتقارن» آنهم بهصورت پیشبینی نشده متبلور میشود و دشمن متوجه خواهد شد که در صورت تکرار و تجاوز ممکن است امنیت جانی خود را از دست بدهد.
یکی از اثرات روانی-راهبردی گفتمان انتقام، ایجاد ترس و اضطراب در میان عاملان جنایت است. نمونه روشن این وضعیت، رفتار ترامپ در برابر پرسشها درباره جنایات انجام شده است. بر پایه گزارشی، خبرنگاری از او پرسید آیا کسی را در دولت خود بابت حمله به مدرسهای که در نخستین روز جنگ، بیش از صد کودک را به کشتن داد، پاسخگو خواهد کرد؟ ترامپ در پاسخ مدعی شد این حادثه ناشی از خطا بوده و افزود موضوع در حال بررسی است. او همچنین پرسیدن چنین پرسشی را در آن مقطع «عجیب» خواند؛ زیرا به گفته او از زمان آن حادثه مدت زیادی گذشته است.
این پاسخ، نشاندهنده یک تصور باطل است: اینکه گذر زمان میتواند جنایت را از دایره پاسخگویی خارج کند؛ اما در منطق انتقام، زمان موجب فراموشی نمیشود، بلکه حافظه تاریخی ملتها را عمیقتر میکند. ترامپ ممکن است با چنین ترفندی موقتاً خبرنگاران را از سر خود باز کند، اما خود نیز میداند که در حال خودفریبی است. بر اساس گزارشها، او ماه گذشته برای رهایی از خطر حمله احتمالی به هواپیمایش در فرودگاهی در ترکیه، ناچار شد پنهانی از هواپیما خارج شود و با خودروی حامل مواد غذایی به هواپیمای دیگری منتقل گردد. این رفتار، تصویر یک قدرت مغرور را به تصویر یک گریزان مضطرب تبدیل میکند.
طبق موازنه تهدید، هر جا ترامپ پای گذارد، باید از خشم امت مسلمان بیمناک باشد؛ و پایان این مسیر نزدیک است؛ چراکه ستم بر امام و رهبر حق مسلمین روا داشته است.
ساحات انتقام
در ساحت نرمافزاری، انتقام بهمعنای غلبه بر هیمنه پوچ استکبار است. رهبر معظم انقلاب دراینباره میفرمایند: «سیلی سختتر عبارت است از غلبه نرمافزاری بر هیمنه پوچ استکبار؛ این سیلی سخت به آمریکا است که باید زده بشود.»«8» این غلبه نرمافزاری، شامل تولید علم، تقویت رسانههای انقلابی و ترویج گفتمان مقاومت در جهان است.
در ساحت بینالمللی، انتقام بهمعنای اخراج آمریکا از منطقه و حمایت از جبهه مقاومت است. آیتالله خامنهای میفرمایند: «یکی هم اخراج آمریکا از منطقه است که این همت ملتها و سیاستهای مقاومت را میطلبد که بایستی این کار را انجام بدهند؛ این، سیلی سخت است.»«9» این راهبرد، انتقام را از اقدامی تلافیجویانه به دکترینی راهبردی تبدیل میکند.
در ساحت فرهنگی و تمدنی، آیتالله مجتبی خامنهای میفرمایند: «فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید و پیروان اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند و عَلیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن، جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند. ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تاسی به میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی، از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت. و همه اینها دشمنِ تا بن دندان مسلح را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است. اینبار جهالت و نادانی مستکبران باعث شد که اسفند ۱۴۰۴ سرآغاز فصل نوین از قدرتگیری و برآمدن نام ایران و انقلاب اسلامیگردد، و پرچم ایران اسلامی نه فقط در جغرافیای خاکی کشورمان بلکه در عمق دلهای حقجویان جهان برافراشته شود.» «10»
این بیان، انتقام را به فرآیندی تمدنی و جهانی تبدیل میکند
در پایان باید گفت، انتقام نهتنها حق، بلکه وظیفهای الهی و میهنی است که باید در همه ساحات سیاسی، نظامی، نرمافزاری، اقتصادی، بینالمللی و تمدنی پیگیری شود. ملت ایران، با تکیه بر فرهنگ عاشورا و رهبری الهی، این مسیر را تا تحقق کامل عدالت ادامه خواهد داد.


