یادداشت

هرگز در پی محراب نبودند

کمتر روزی بود که از کوچه پس کوچه های «یخچال قاضی» عبور نکنم؛ آنجا دیار یار بود و حتی دیوارهای گلی اش برایم زیبا، دل انگیز، و دوست داشتنی بود. در مدرسه فیضیه ساکن بودم. گرچه در آنجا و در صحن ها و حرم حضرت معصومه (س) نماز جماعت های متعدد و باشکوه برپا بود، همه چیز و همه کس را به هنگام غروب رها می کردم و تا یخچال قاضی به سر می دویدم تا پشت سر امام در منزلشان به نماز جماعت بایستم. در آن زمان یکی از نشانه های برجستگی یک مجتهد یا یک مرجع این بود که در مسجدی بزرگ و معروف یا نزدیک به حرم نماز جماعتش برگزار شود و مامومین بیشتری داشته باشد. اما، حضرت امام، در حالی که مجلس درسشان در مسجد «سلماسی» واقع در نزدیکی یخچال قاضی، آکنده از درس خوان ترین طلاب و فضلا بود، برای امام جماعت هرگز در پی محراب و مسجد نبودند و فقط تعدادی انگشت شمار، که به هنگام مغرب خود را به خانه محقرشان می رساندند، توفیق می‌یافتند که با امام نماز جماعت بخوانند و حقیر کوچکترین آن ها بودم.

منبع: در سایه آفتاب (یادها و یادداشت هایی از زندگی امام خمینی (ره) )، صفحه 15.

راوی: محمد حسن رحیمیان.



هرگز در پی محراب نبودند؛ 11 دی 1278

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: