یادداشت

سفری پر خطر به شوروی

نگارش و ابلاغ پیام از طرف امام به یکی از دو قطب جهانی که در آستانه تغییرات سیاسی و ایدئولوژیک بزرگ بود، کاری بس بزرگ و تاریخی بود و گذشت زمان صحت پیش بینی های امام را به اثبات رساند: به آنجا که معظم له به نشان دادن در باغ سبز ازطرف دنیای غرب هشدار دادند و گفتند که صدای شکستن استخوان های کمونیسم را می شنوند و بایستی از این به بعد آن را در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد. حال این که چرا من و آقایان جوادی آملی و لاریجانی برای رساندن چنین پیام مهم و تاریخی انتخاب شدیم، جای سوال بود. به ویژه برای من خیلی سوال بود که چرا من به عنوان یک زن، سفیر و نماینده امام بودم و افتخار یافتم به چنین سفر بزرگی بروم. سفری که در آن احتمال وقوع هر نوع خطری وجود داشت و آن طور که حاج احمد آقا ما را دعوت به نگارش و یا تجدید وصیت نامه کرد، بیم آن بود که دیگر به کشور باز نگردیم. پس از سفر از احمد آقا در باره وصیت‌نامه سوال کردم و او خیلی صریح گفت: خیلی احساس خطر می کردیم، احتمال داشت آمریکاییها هواپیما را در آسمان بزنند و یا حتی خود شورویها شما را بگیرند و دیگر نگذارند که برگردید و خیلی احتمالات دیگر... در خصوص انتخاب خودم هرچه فکر کردم، جز این به نتیجه دیگری نرسیدم؛ که حضرت امام در نظر داشت، زنی در کنار مردان به شوروی بفرستد و اعلام کند که در ایران اسلامی زنان نیز در امور مهم و حکومتی حاضر و پیش تاز هستند، و نیز این که امام می خواست در کنار آن پیام مکتوب، پیامی شفاهی به دنیا بدهد که ما در عمل بیش از هر مکتبی دیگر به جایگاه واقعی زن ارج می نهیم و  برایش ارزش قائلیم، ارزشی معنایی نه ارزشی ابزاری. امام می‌خواست با گماردن یک زن در این هیئت، به تمام تبلیغات غرب و شرق مبنی بر محدودیت زن در جامعه اسلامی پایان دهد، آن هم در آن زمان که در غرب رسانه های گروهی مرتب از محصور کردن زنان در جمهوری اسلامی قلم فرسایی می‌کردند.

منبع: خاطرات مرضیه حدیدچی (دباغ)، به قلم محسن کاظمی، صفحه 174 و175.

راوی: مرضیه حدیدچی (دباغ).



سفری پر خطر به شوروی؛ 11 دی 1278

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: