اولین سالگرد میلاد حضرت عیسی(ع) پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرا رسیده است. حدود ده ماه است که رژیم سلطنتی سرنگون شده و حکومت جمهوری اسلامی با اکثریت قریب به اتفاق آرا بر سر کار آمده است. جامعه مسیحیت ایران در کنار مسلمانان و دیگر اقلیتها زندگی مسالمتآمیزی دارند و سال نوی مسیحی پیش روست. از طرف دیگر چند ماهی از تسخیر لانه جاسوسی و دستگیری گروگانهای سفارت آمریکا در ایران میگذرد و کارتر از روحانیون مسیحی درخواست کرده با او همصدا شوند و ناقوس کلیساها را به صدا درآورند.
در این شرایط است که امام خمینی پیام مهمی خطاب به مسیحیان جهان صادر میکنند. این پیام با یک آیه از سوره مائده و دو آیه از انجیل متی آغاز شده است که همگی بر محور عدالت و عدالتخواهی هستند. «1» امام پس از تبریک میلاد پیامبر عظیمالشان عیسی مسیح(ع)، آباء کلیسا و روحانیون مسیحی را به قیام علیه مستکبرین دعوت کردند. پیشوای مستکبرین، آمریکا و رئیس جمهور آن، جیمی کارتر، است: «هان! ای پدران کلیسا و روحانیان تابع حضرت عیسی، بهپاخیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یک بار هم ناقوسها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید. کارتر، سردمدار ستمکاران عالم تقاضا کرد تا ناقوسها را در سرتاسر آمریکا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ایران به صدا درآورید. چه خوب و بجاست که ناقوسها را به فرمان خدای عالم و دستور عیسی مسیح به نفع ملتهای مستضعف که در زیر چکمه دژخیمان کارترها از هستی ساقط میشوند، به صدا درآورید.» «2»
امام در ادامه پیام به رهبران کلیساهای جهان، آنها را به دفاع از شرافت حضرت عیسی(ع) و ملت مسیحی دعوت کردند و از آنها خواستند که از سوی ستمکاران جهان اغفال نشوند و بازیچه آنها قرار نگیرند. ایشان سپس تناقض عملکرد نظام سیاسی آمریکا در برخورد با ملتهای مستضعف را به مسیحیان تذکر دادند و این دوگانگی را اینگونه به چالش کشیدند: «ملت ما سالها مبتلا به سالوس ستمگران بود و رنجها از آن برد. ای ملت مسیح! چه شد که آقای کارتر در کشتارهای دستهجمعی ایران، ویتنام، فلسطین و لبنان و دیگر مناطق به دعا برنخاست و تقاضای آهنگ ناقوسها را نکرد، ولی اکنون برای رسیدن به ریاست جمهوری و ادامه چند سال دیگر ستمگری بر ملتهای ضعیف [پیروزی در دور دوم ریاست جمهوری آمریکا]، دست به دعا برداشته است و کلیساها را به آهنگ ناقوس فراخوانده است؟!» «3»
این اولین باری نیست که امام خمینی رهبران مذهبی مسیحیت را به قیام علیه ستمگری استکبار دعوت میکرد و از برخورد سیاسی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی بر حذر میداشت. اولین ملاقات و گفتگو در این باره به روز 19 آبان 1358 بازمیگشت؛ روزی که اسقف هانیبال بوگینینی، فرستاده پاپ ژان پل دوم، برای گفتگو درباره گروگانها با امام خمینی ملاقات کرد. امام به اسقف بوگینینی فرمودند سفارتخانهها حق توطئه برای براندازی و جاسوسی ندارند، حال چه شده که حس انساندوستی پاپ ناگهان برافروخته شده؟! امام برای پاپ پیغام فرستادند که «شما ملت مسیح را نجات بدهید. نجات به این است که این اشخاصی که در ممالک بزرگ به اسم مسیح و به اسم مسیحیت این جنایات را میکنند، این برای مسیح (علیهالسلام) خوب نیست، و مسیحیین مُشوَّه میشود وجههشان. و من به شما آقای پاپ عرض میکنم که اگر عیسی مسیح امروز بود، کارتر را استیضاح میکرد. اگر عیسی مسیح بود ما را از چنگال این دشمن خلق و دشمن بشر نجات میداد. و شما نماینده ایشان هستید، و شما باید همان کاری که مسیح میکند بکنید.» «4»
به هر حال، دو روز بعد از پیام امام به رهبران کلیساهای جهان، جمعی از کشیشهای مسیحی به دیدار امام خمینی حاضر شدند. امام در این جلسه از جنایات و آدمکشیهای شاه و حمایت آمریکا سخن راندند و پس از انعکاس گوشهای از کارنامه سیاه محمدرضاشاه، جامعه مسیحیت را به خاطر سکوتشان در برابر این فجایع عتاب کردند. امام فرمودند شاه تحت حمایت آمریکا کارهایی کرده که اگر جامعه مسیحیت مطلع شوند، سرافکنده خواهند شد. «شما روحانیت مسیح باید مسیح را از این تنگنایی که ایجاد کردهاند روسای جمهور شما، نجات بدهید. مسیح چشمش به علمای مسیحیین و سایر قشرها روشن است. مسیح چشمش این است، مطالعه میکند، تحت نظر قرار داده است شما را، که شما با این ظالمهایی که با بشر این طور کردند چه رفتار میکنید. آیا در کلیساهای شما هیچ وقت راجع به این جرایم صحبتی شده است؟ آیا از پاپ انکاری راجع به این مصایب شده است؟ آیا پاپ که ما را به حسب آن چیزی که در روزنامه بود محکوم کرده است که این گروگانها را نگه داشتیم، پاپ مطلع هست از اینکه اینها چه بودند و چه هستند؟ آیا محکوم کردن یک ملت ضعیف در خور شان یک روحانیای است که خود را روحانیت بزرگ مسیح میداند؟ آیا محکوم کردن آنهایی که پنجاه سال در زیر یوغ این قدرتهای بزرگی که با طرفداری حکومتهایی که خودشان را به مسیح نسبت میدهند و میگویند مسیحی هستیم، آیا هیچ وقت به اینها انکار شده است؟ آیا روحانیین مسیح انکار این اعمال ظالمانهای که بر خلاف دستورات عیسی مسیح -سلام الله علیه- است، هیچ وقت انکار این مسائل را کردهاند؟» «5» امام خمینی هشدار دادند که پاپ در معرض اتهام قرار گرفته و برای مردم جهان این پرسش ایجاد میشود که چرا پاپ برای رضایت ظالمها، مظلومان را محکوم میکند.
چندی بعد و در 25 فروردینماه 1359، امام خمینی جواب نامهای که پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیکهای جهان، برای ایشان فرستاده بود را پاسخ دادند. پاپ ژان پل دوم در این نامه، از تیرگی روابط ایران و آمریکا ابراز نگرانی کرده بود. امام خمینی در جوابیه پاپ نوشتند که ملت ایران، قطع رابطه با آمریکا را به فال نیک گرفته و روزی باید ابراز نگرانی کرد که آمریکا بخواهد روابطی نظیر روابط رژیم پهلوی را برقرار کند. «من از جنابعالی با نفوذ معنوی که بین ملت مسیح دارید میخواهم که دولت آمریکا را از عواقب ستمگریها و زورگوییها و چپاولگریها بترسانید؛ و آقای کارتر را که با شکست نهایی مواجه است، نصیحت کنید که با موازین انسانی با ملتهایی که میخواهند استقلال مطلق داشته باشند و وابسته به هیچ قدرتی در جهان نباشند رفتار کند، و از تعلیمات حضرت مسیح (سلاماللهعلیه) پیروی نماید و خود و دولت آمریکا را بیش از این در معرض رسوایی قرار ندهد.» «6»
چند ماه بعد مقارن با 12 مرداد 1359، برای دومین بار نماینده پاپ برای ملاقات با امام خمینی وارد جماران شد. این بار اما اسقف کاپوچی، نماینده پاپ ژان پل دوم بود. امام خمینی در این دیدار، مراتب انتقاد خود از برخی موضعگیریهای پاپ عنوان کردند و برای دیگر بار از او خواستند برای عدالت قیام کند و به دفاع و حمایت از ضعیفان و محرومان در مقابل مستکبران برخیزند. امام درباره بیتفاوتی و سکوت بزرگان مسیحیت به نماینده پاپ گوشزد کردند «من میدانم که مذهب مسیح این نیست، و هر کس که دنباله مسیح باشد باید حامی مظلومان باشد و باید با ابرقدرتها مقابله کند؛ همان طوری که کسی که تابع مذهب اسلام است باید با ابرقدرتها مخالفت کند و مظلومان را از زیر چنگال اینها بیرون بیاورد.» «7»