یادداشت
سقف کوتاه اعتماد
اعتماد به آمریکا چگونه آرزوهای دکتر مصدق را بر باد داد؟

سقف کوتاه اعتماد

 

 

 

فهیمه آقاخانی، پژوهشگر تاریخ معاصر

می‌گویند با آنکه در خانواده‌ای اشرافی متولد شد و منتسب به شاهزادگان قاجار بود، اما بسیار پاک و فسادناپذیر بود و نه‌تنها در دوران نخست‌وزیری حقوقی دریافت نکرد که خود در نطقی گفت: «من آنچه تصور می‌نمودم که از زندگی متوسط اضافه دارم، سال‌هاست وقف بیمارستان نجمیه نموده‌ام و آن را مجاناً و بلاعوض اداره می‌کنم.» «1» با قدرت بیانی که داشت نمایندگان مجلس را قانع می‌ساخت تا مصوبات مهم را تصویب کنند. دغدغه او استقلال ایران بود و برای این مهم جلوی بزرگ‌ترین قدرت استعمار دنیا ایستاد.

اما به ‌نظر می‌رسد برای حفظ استقلال کشور تنها پاک‌دستی، هوش بالا و عشق به وطن که برای دکتر محمد مصدق برشمرده شده است، کفایت نمی‌کند و برای ایستادگی مقابل ابرقدرت‌ها مولفه‌های دیگری نیز مهم است.

رهایی از اشغال

جنگ جهانی دوم به پایان رسیده و نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در حال ترک خاک وطن بودند. حالا ایران بحران‌زده از جنگ، نفت داشت و اروپای ویران از جنگ جهانی، تشنه نفت بود: «برای تجدیدبنای اروپای منهدم‌شده پس از جنگ جهانی دوم، سیل خروشان نفت خاورمیانه اهمیت حیاتی داشت.»«2» پس از جنگ، انگلستان دیگر نشانی از امپراتوری قدرتمند دهه‌های پیشین نداشت و به‌تدریج برخی مستعمره‌هایش استقلال می‌یافتند. گاندی توانسته بود پس از سال‌ها مبارزه، استقلال هندوستان را از امپراتوری بریتانیا بازپس گیرد. با طرحی موسوم به «طرح مارشال» از سوی ایالات متحده آمریکا، قرار شد کشورهای اروپایی مورد بازسازی قرار بگیرند. رفع بحران انرژی، قدم اول این راه بود. در این میان، بدون «نفت» اجرای این طرح ناممکن بود. «3»

راه مخالف جبهه ملی

آرزوهای نفتی

افکار عمومی در ایران از روند قراردادهای نفتی با انگلستان ناراضی بود و نفت را سرمایه ملی می‌دانست و به‌شدت از دخالت‌های خارجی در دهه‌های اخیر به ستوه آمده بود. دانیل یرگین می‌نویسد: «تنها یک عامل بود که واقعاً کشور ایران را یکپارچه نگه می‌داشت و آن نفرت از خارجی‌ها و به‌ویژه انگلیسی‌ها بود، به صورتی که هیچ‌جای دیگری را در جهان نمی‌شد یافت که نسبت به یک قدرت در حال زوال، چنین بی‌زاری و بدخواهی نشان داده شود.» «4» در خرداد 1329، دولت ایران پس از سال‌ها بحث با شرکت نفت ایران و انگلیس سرانجام پیشنهاد مجلس برای تجدیدنظر در قرارداد 1933 را پذیرفت؛ موضوعی که یک‌باره در صدر بحث‌های ایران قرار گرفت. جبهه ملی که اقلیت قدرتمندی در مجلس شانزدهم داشت بحث ملی‌شدن نفت را پیش کشید. حسن‌علی منصور، نخست‌وزیر وقت، با بالاگرفتن تنش‌ها استعفا کرد و رزم‌آرا جای او را گرفت. رزم‌آرا به‌شدت مخالف ملی‌شدن نفت ایران بود. او در جلسه سوم دی‌ماه 1329 مجلس شرکت‌کرده و در پایان به‌صراحت گفت: «ملی‌کردن صنعت نفت بزرگ‌ترین خیانت است.» وزیر دارایی نیز علاوه‌بر مخالفت با ملی‌شدن نفت «5» تا آنجا پیش رفت که در جلسه نمایندگان مطبوعات گفت: «ملت ایران شایستگی ساخت لولهنگ را هم ندارد.»

رزم‌آرا سرطان است

آیت‌الله کاشانی که یکی از رهبران نهضت ملی‌شدن صنعت نفت در ایران بود، در واکنش به مواضع و کارشکنی‌های رزم‌آرا همراه با جمعیتی چندهزارنفری در میدان بهارستان اعتراض خود را نسبت به اقدامات رزم‌آرا نشان دادند. «6»

فداییان اسلام به رهبری نواب صفوی در جریان ملی‌شدن صنعت نفت حضور پررنگی داشتند. در یازدهم اسفند 1329، آن‌ها اجتماع عظیمی را در مسجد سلطانی تهران راه انداختند. در آن زمان، هیچ‌کس تردیدی نداشت که رزم‌آرا مهم‌ترین مانع مطالبات ملت و سد راه ملی‌شدن نفت است؛ بنابراین، فداییان اسلام مصمم به ترورش شدند. روایت است که اعضای این گروه با سران جبهه ملی دیدار کردند و پرسیدند اگر رزم‌آرا برداشته شود، احکام اسلام جاری خواهد شد یا نه؛ وقتی جواب مثبت شنیدند، در روز 16 اسفند 1329، او را ترور کردند. «7» پیش‌تر آیت‌الله کاشانی نیز با مهدورالدم دانستن رزم‌آرا فتوای قتلش را صادر کرده بود.«8» خلیل طهماسبی کسی که رزم‌آرا را ترور کرده بود، در دادگاه افرادی مثل رزم‌آرا را به سرطان و سیاه‌زخم تشبیه کرد و گفت: «او را خائن و وطن‌فروش تشخیص داده و شرش را از سر مسلمین کوتاه کردم.» «9»

درنهایت، در 24 اسفند، مجلس شورای ملی و در 29 اسفند، مجلس سنا تصمیم کمیسیون نفت را به این مضمون تایید کردند: «به نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تامین صلح جهانی ... صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام می‌شود.» «10»

آقای کاشانی از جوانی در نجف، یک روحانی مبارز بودند

نخست‌وزیری در عین ناباوری

در اردیبهشت سال 1330، وقتی به نمایندگان اطلاع داده شد حسین علا از نخست‌وزیری استعفا داده و لازم است مجلس شخص دیگری را برای این پست انتخاب کند، هیچ‌کس گمان نمی‌کرد رای تمایل به مصدق داده شود. اجرایی‌کردن قانون ملی‌شدن صنعت نفت چه‌بسا سخت‌تر از تصویب این قانون و نیازمند رویارویی با انگلستان بود و دولت او از پس این کار برنمی‌آمد.

وقتی جمال امامی برای ظاهرسازی و به‌اصطلاح اتمام حجت پیشنهاد پذیرش نخست‌وزیری را به مصدق می‌دهد، مصدق آن را می‌پذیرد: «نمایندگان می‌دانستند که نامزد نخست‌وزیری کیست و باید به کی رای بدهند. قبل از اینکه صحبت از او (سیدضیا طباطبایی) به میان بیاید چون آقای جمال امامی می‌دانستند که من به‌هیچ‌وجه به تشکیل دولت علاقه‌ای ندارم و می‌خواستند حفظ ظاهر کنند وقتی این پیشنهاد را مطرح کرد ملتفت بودم اگر امتناع می‌کردم، دولت جدید خط بطلان بر روی تمام کارهایی که شده است خواهد کشید، بلاتامل قبول کردم.» «11» مصدق به‌خوبی واقف بود قدم در راه مبارزه با استعمار انگلیس و ملی‌کردن صنعت نفت تنها با قبول این پست امکان‌پذیر است.

بن‌بست در مذاکرات

نبرد سخت مصدق با انگلیسی‌ها آغاز شده بود. آمریکا نیز در این دوران تلاش می‌کرد نقش میانجی را بازی کند و به همین منظور فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا به ایران سفر کرد. مذاکرات با هریمن قدری مایه امیدواری شد و موجب سفر لُرد مُهردار سلطنتی انگلیس، ریچارد استوکس به تهران شد. در پی مذاکرات چندباره انگلیسی‌ها، در‌نهایت به امتیاز 50-50 رضایت دادند و از همه مهمتر اینکه خواهان حضور یک مدیر انگلیسی بر کل فرآیند تولید بودند؛ پیشنهادی که با «نه» محکم مصدق روبه‌رو شد و از سوی دیگر ماموران سیاسی انگلیس را از همان زمان به این مهم رساند: «تنها راه‌حل، روی کارآوردن یک دولت قوی، توام با حکومت نظامی و انداختن بچه‌های شریر در زندان به‌مدت دوسال یا بیشتر است.» «12» درنهایت، تلاش دولت انگلیس در متقاعدکردن آمریکا در عدم همراهی با مصدق و ایران نتیجه داد و با همکاری مشترک دو کشور انگلیس و آمریکا، کودتای 28 مرداد رقم خورد و دولت مصدق شکست خورد.

 مدرنیزه کردن مملکت وانقلاب آمریکایی شاه

از تعامل تا تقابل

تحصن 20 نفره جمعی از رجال سیاسی با رهبری دکتر مصدق در مهرماه 1328 با هدف تضمین سلامت انتخابات مجلس شانزدهم، «جبهه ملی» را به‌وجود آورد؛ تشکیلاتی که در درون خود دو گروه محافظه‌کار و دینی و نوگرا و غیرمذهبی را جای داده بود. هدف آن‌ها مشخص بود: مبارزه با استعمار انگلیس و احقاق حقوق نفتی ایران. «13» ملی‌شدن صنعت نفت ایران آن‌قدر بااهمیت بود که آیت‌الله کاشانی نیز در حمایت تمام‌قد از مصدق به میدان آمده بود. وقتی مصدق به مقام نخست‌وزیری رسید و در برخی از مناصب کابینه را به حامیان دربار داد، فداییان اسلام به خشم آمده و معترض شدند. آیت‌الله کاشانی به رهبر فداییان اسلام گفت: «موضوع نفت باید بر سایر مسائل تقدم داشته باشد» و به مردم اعلام کرد «تا وقتی جبهه ملی این مبارزه مقدس و ملی علیه انگلیس را ادامه دهد کاملاً پشتیبان مصدق خواهد بود.» «14»

امام خمینی نیز در همین راستا این اتکای صرفاً سیاسی آیت‌الله کاشانی را مورد انتقاد قرار می‌دهند: «این قدرت، ناشی از اسلام است. در زمان کاشانی مصدق، اصل، سیاست بود. جنبه‏‌های سیاسی جنبش قوی بود. در زمان کاشانی هم به وی نوشتم و هم گفتم که باید جنبه‏های دینی را توجه کنید. نتوانستند و یا نخواستند. ایشان به‌جای تقویت جنبه‏‌های دینی و به‌جای آنکه جهات دینی را به جهات سیاسی غلبه بدهند، خودشان سیاسی شدند؛ رئیس مجلس شدند که اشتباه بود. من گفتم که باید برای دین کار کنند، نه آنکه سیاسی بشوند.» «15»

رفته‌رفته مصدق که خود روزگاری سنگ قانون و پایبندی به آن را به سینه می‌زد با درخواست‌های فراقانونی مانند اختیارات قانون‌گذاری از مجلس و سرپرستی وزارت جنگ و درنهایت دستور به انحلال مجلس هفدهم بخشی از یارانش در جبهه ملی و نیز حمایت آیت‌الله کاشانی را از دست داد.

طناب پوسیده آمریکا

در همه روزهایی که یاران دور و نزدیک مصدق او را به‌خاطر رفتارهای فراقانونی‌اش تنها می‌گذاشتند، او تلاش می‌کرد با گذاشتن همه تخم‌مرغ‌ها در یک سبد راه سخت مقابله با انگلستان را با اعتماد به آمریکا پیش ببرد. برای دکتر مصدق، منافع آمریکا جدای از انگلستان بود، درصورتی‌که آمریکا نیز مانند انگلستان قراردادهای نفتی مشابهی در جهان داشت که اگر ایران می‌توانست استقلال خود در قضیه نفت را تثبیت کند، دیگر کشورهای موسوم به جهان سوم نیز مطالبات مشابهی مطرح می‌کردند و این برای قدرت نوظهور آمریکا خوشایند نبود. مصدق در مقابله با انگلیس به یک مبارزه بزرگ ضداستعماری اقدام کرده بود و هدفش بیرون‌آوردن منابع حیاتی ایران از سیطره بیگانگان بود. در نقطه مقابل، انگلیس و آمریکا به هیچ نحوی مایل به واگذاری کنترل منابع نفتی به ایران نبودند. این کار قدرت‌های جهانی را تضعیف می‌کرد. این جهت بود که انگلیس و آمریکا متوجه شدند هیچ راهی جز برکناری مصدق خواه از طریق قانونی، خواه غیرقانونی ندارند؛ بنابراین، کودتای 28 مرداد سرکوب یک جنبش آزادی‌بخش بود. «16»

«بعضی‌ها هستند که می‌گویند یک ذره با آمریکا کنار بیاییم، شــاید دشمنی‌شان کم بشــود؛ نه، حتی به آنهایی هم که به آمریکا اعتماد کردند ... به ســراغ آمریــکا رفتند برای کمک گرفتن، رحم نکردند؛ [مثل] چه کسی؟ دکتر مصدق. دکتر مصدق برای اینکه بتواند با انگلیســی‌ها مبارزه کند ... رفت ســراغ آمریکایی‌ها؛ با آنهــا ملاقات کرد، مذاکره کرد و درخواســت کرد؛ [به آنها] اعتماد کرد. کودتای بیست‌وهشــتم مرداد نه به‌وسیله انگلیس، بلکه به‌وسیله آمریکا در ایران انجام گرفت، علیه مصدق؛ یعنی حتی به امثال مصــدق هم اینها راضی نیستند؛ اینها نوکر می‌خواهند، سرسپرده می‌خواهند، توســری‌خور می‌خواهنــد؛ مثل چه کســی؟ مثل محمدرضای پهلوی.» «17»

وحدت، رمز موفقیت

بی‌گمان اگر وحدت بی‌مثال مذهبی‌ها و ملی‌گرایان نبود، ملی‌شدن صنعت نفت در اذهان یک رویای دست‌نیافتنی بود، کمااینکه در جریان نهضت مشروطه نیز هم‌صدایی نیروهای مذهبی در کنار روشن‌فکران توانست استقرار نظام مشروطه را رقم بزند، اما جریان ملی‌شدن نفت هم عاقبتی شبیه مشروطه پیدا کرد؛ اختلاف میان مذهبی‌ها و ملی‌گراها و صید شاه‌ماهی از آب گل‌آلود توسط حکومت و استعمارگر پیر. دکتر مصدق در کنار عزم راسخی که برای گرفتن حق قانونی ملت ایران در حوزه نفت داشت، به همان اندازه اهتمامی برای پیشگیری از وقوع اختلافات درون‌گفتمانی نداشت. کریم سنجابی که از قضات رسیدگی‌کننده از طرف ایران در لاهه بود، در خاطراتش می‌گوید: «به مصدق عرض کردم رفتن ما به لاهه به منزله رفتن گوسفند است به پای خودش به قربان‌گاه» و مصدق در پاسخ گفت: «اگر در صد شانس، ده شانس یا پنج شانس داشته باشیم، من باید این‌کار را که مصدق هستم انجام بدهم که فردا ملت ایران نگوید که یک شانس در اینجا بود و من کوتاهی کردم.» «18» اختلاف میان آیت‌الله کاشانی و مصدق که به گفته خودش: «اگر حمایت ایشان نبود، ملی‌شدن نفت غیرممکن بود» «19» نشان داد این‌بار هم سرنوشت ملی‌شدن صنعت نفت مانند نهضت مشروطه با شکست روبه‌رو شد. دامن‌زدن به اختلافات درون‌گفتمانی، کم‌رنگ‌کردن نقش نیروهای مذهبی، یکه‌تازی مصدق در عرصه قدرت و تلاش برای دورزدن قانون اساسی رسمی کشور ازجمله مهم‌ترین دلایل شکست این قیام ملی بود.

در این راستا، دکتر عبدالحمید دیالمه می‌نویسد: «... اگر خاطرتان باشد امام چندی قبل فرمودند که ملت ما برای نفت قیام نکرد، نهضت ما برای نفت نبود، ولی اینان تاکید دارند که با جلوگیری از عملکرد روحانیت مخصوصاً آیت‌الله کاشانی مسئله را منحصرا به‌صورت مسئله نفت بیان نمایند؛ چرا؟ برای اینکه انگیزه‌های مذهبی و اسلامی نهضت را حذف نموده تا بتوانند نقش مذهب و رهبران مذهبی را از ذهن‌ها بزدایند.» «20»


«۱» فخرالدین عظیمی، تاملی در نگرش سیاسی مصدق: گفتارهایی در تاریخ، سیاست و فرهنگ سیاسی ایران، ص۱۰۳، نطق دکتر مصدق در مجلس ۱۴

«۲» دانیل برگین، تاریخ جهانی نفت، ترجمه غلامحسین صالحیار، ج۲، ص۷۱۸

«۳» دانیل برگین ...، ص۷۱۹

«۴» دانیل یرگین ...، صص۷۶۹-۷۷۰

«۵»  امتیازی نفتی بین ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس بود که سهم ایران را افزایش داد، اما نفت ایران همچنان تحت سلطه انگلیس باقی ماند

«۶» سرگذشت ملی‌شدن صنعت نفت و واکنش انگلیس و آمریکا؛ قرارداد گس گلشائیان. موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

«۷» خاطرات حاج‌ هاشم امانی، ص۱۳۷

«۸» رسول جعفریان، تاریخ مصور جریان‌های سیاسی مذهبی دوره پهلوی دوم، ص۱۲۳

«۹» رسول جعفریان ...، ص۱۲۳

«۱۰» عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران، در دوران پهلوی (۱۳۰۰-۱۳۵۷)، ص۱۳۹

«۱۱» محمد مصدق، تقریرات مصدق در زندان درباره حوادث زندگی خویش، به اهتمام جلیل بزرگمهر، به کوشش ایرج افشار، ص۱۲۰

«۱۲» ریچارد استوکس، لُرد مُهردار سلطنتی انگلیس؛ فخرالدین عظیمی، بحران دموکراسی در ایران، ص۴۹۰

«۱۳» یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۳۱۹

«۱۴» باختر امروز، کاشانی، پیامی به ملت، ۱۶ تیر ۱۳۳۰

«۱۵» صحیفه امام، ج۵، ص۲۶۸

«۱۶» یرواند آبراهامیان، کودتا، صص۱۲۳ و ۲۲

«۱۷» آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۲/۰۸/۱۳۹۲

«۱۸» محمدعلی موحد، خواب آشفته نفت ...، ج۱، ص۴۱۹

«۱۹» مصاحبه با آقای عبدالله شهبازی در همایش بین‌المللی پنجاهمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهران ۲۸ مرداد ۱۳۸۲

«۲۰» دیالمه، عبدالحمید (۱۳۶۰)، مصدق از حمایت تا خیانت، سخنرانی ۱۵ اسفند ۱۳۵۹، تهران: واحد انتشارات و تبلیغات مجمع احیاء تفکرات شیعی



سقف کوتاه اعتماد؛ 30 اسفند 1403

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: