خانم دکتر زینب اصغریان، استاد دانشگاه، مترجم و پژوهشگر سیاست خارجی و روابط بینالملل
تحلیل ژرف گفتمان حضرت امام خمینی رحمهاللهعلیه نشان میدهد که راز بنیادین مقاومت پایدار ملت ایران و ناکامی مستمر دشمنان در تحقق نقشههای شوم خود، در تعریف منحصربهفرد ایشان از «ملت» و «پایگاه مردمی» ریشه دارد. این تعریف، فراتر از یک تکیهگاه اجتماعی، یک سازوکار مشروعیتبخش الهی-سیاسی را تشکیل میدهد که ساختار نظام را در برابر هرگونه تهدید خارجی و توطئه داخلی بیمه میکند.
این تحلیل نشان میدهد که سدّ اصلی در برابر استراتژیهای براندازی دشمنان، نه در قوای قهریه یا ساختارهای امنیتی صرف، بلکه در ماهیت مشروعیت نظام و کارکرد تعاملی جمهوریت نهفته است. این مشروعیت، یک مفهوم ایستا نبوده، بلکه یک «پیمان اجتماعی-دینی» پویاست که حفظ آن به دست مردم، بزرگترین اهرم بازدارنده در برابر مداخلات خارجی محسوب میشود. به عبارت دیگر، بقای نظام با مشروعیت مردمی محقق میشود و به شکست استراتژیهای دشمن می انجامد.
مشروعیت الهی-مردمی
در سطح مفهومی و نظری، هسته مرکزی این سازوکار بر مبانی مکتب الهی استوار است. امام خمینی رحمهاللهعلیه مکرراً تاکید داشتند که عامل تعیینکننده در این انقلاب، ریشه دینی عمیق آن است؛ قیام مردم ریشه در احیای اسلام دارد و «قیامی کرده است که در تاریخ اسلام، در تاریخ ایران، سابقه ندارد یک همچو قیام ریشه داری و اساس داری هم؛ ابعاد این قیام تمام قشرها را گرفته است»«1». این انگیزه دینی، مفهوم اساسی «قیام لله» را محقق میسازد که پیوند هویت فردی و جمعی با امر متعالی برقرار کرده و از این طریق، مشروعیت حکمرانی را مستقیماً از خالق هستی کسب میکند. در این منظومه فکری، مردم «صاحبان اصلی انقلاب» تعریف میشوند؛ حضوری که شرط لازم بقای انقلاب است. امام صریحاً بیان میفرمایند: «آنچه انقلاب و ایران را حفظ کرد، حضور مردم در صحنه است»«2». این حضور مستمر، بهمثابه سپر دفاعی عمل کرده و ابزار خنثیسازی هرگونه توطئه داخلی و تهاجم خارجی است؛ زیرا «اگر مردم کنار بروند همه شکست میخوریم»«3». در نتیجه، کسب پایگاه قدرت مردمی نهتنها یک تاکتیک سیاسی، بلکه شرط بقای قدرت و جلب رضایت الهی است: «کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم ... قدرت در دست شما باقی میماند و مردم هم پشتیبان شمایند»«4».
در نظریه سیاسی امام خمینی رحمهاللهعلیه، مشروعیت حکومت اسلامی دو مولفه اساسی دارد: بُعد الهی (پذیرش احکام اسلام) و بُعد مردمی (وکالت و نمایندگی از سوی ملت). این دو وجه، در تضاد کامل با رژیمهای سلطنتی و طاغوتی قرار دارند.
۱. تقابل مبنایی در تاسیس قدرت: امام رحمهاللهعلیه بهصراحت تفاوت ساختاری را گوشزد میکنند که توطئههای دشمن را بیاثر میسازد: «رژیمهای سلطنتی و طاغوتی ... با یک تشریفاتی و با یک هیاهویی مردم را از خودشان رم بدهند، بترسانند و لهذا مردم پشتیبان نبودند»«5». این رژیمها فاقد «پایگاه ملی» هستند. در مقابل، قدرت نظام اسلامی بر پایهای بنا شده که امام رحمهاللهعلیه آن را چنین تعریف میکنند: «یک قدرت بزرگ وقتی پایگاه ملی ندارد، این قدرت نمی تواند بایستد سرپای خودش. یک قدرت ولو بزرگ نباشد اگر پایگاه ملی داشته باشد، این غلبه می کند»«6». این ویژگی مردمی، سرمایه اجتماعی را به اصلیترین ابزار دفاعی تبدیل میکند.
۲. تعهد ایمانی؛ عامل مقاومت در برابر سلب مشروعیت: دشمنان اغلب بر محور نارضایتیهای موضعی متمرکز میشوند، اما ویژگی بنیادین مردم، عبور از سیاستزدگی صرف است. امام رحمهاللهعلیه خاطرنشان میسازند که «ملت ایران امروز برای همین معنی که اسلام را زنده کند... قیام کرده است»«7». این تعهد ریشهدار به «احیاء دین» سبب شده است که مردم حاضر به پذیرش سازش تحت فشار نباشند، بهگونهای که «تسلیم برای مسلمان معنا ندارد»«8» این بینش ایمانی، اهداف دشمن را که مبتنیبر امتیازگیریهای مادی و سیاسی است، ناکام میگذارد.
تعامل مردم با نظام
درنهایت، در سطح راهبردی و کارکردی، تعامل مردم با نظام، ضامن بقای بنیادین حکومت است. پشتیبانی مردمی اگر بهمعنای واقعی کلمه شکل گیرد، «ضامن سقوط ناپذیری حکومت» خواهد بود: «اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند، این حکومت سقوط ندارد»«9» ؛ اما مهمتر از پشتیبانی صرف، مسئله وحدت کلمه است که امام آن را راهکار اساسی مقابله با تفرقهافکنی دشمن معرفی میکنند؛ این انسجام درونی باید از مبانی رحمانی سرچشمه گیرد«10».
کارکرد عملی جمهوریت در حفظ مشروعیت
۱. پشتیبانی مردمی: امام رحمهاللهعلیه فرمودهاند: «اگر مردم پشتیبان یک حکومتی باشند، این حکومت سقوط ندارد»«11». این پشتیبانی، ناشی از آن است که مردم احساس میکنند دولت مظهر اراده آنهاست. حاکم اسلامی نهتنها از مردم است، بلکه «توی مردم است»«12» که این امر تضمینکننده آن است که دولت «دولت محرومین» بوده و در خدمت توده مردم باشد«13». این رابطه دوسویه، هرگونه ادعای دیکتاتوری یا عدم نمایندگی را از اساس باطل میسازد.
۲. اخلاق حکمرانی به عنوان اهرم کنترل: برای جلوگیری از گسست این پیوند حیاتی، امام رحمهاللهعلیه بر رفتار متواضعانه حاکم تاکید دارند: «حاکم اسلامی باید در زندگی و معاشرت با مردم یا پایینتر بوده است، یا همان جور»«14»؛ همچنین، ضروری است «رفتارتان خوب باشد» با مردم، زیرا «اینها بندگی خدا هستند»«15» نشاندهنده این است که مشروعیت، نیازمند مراقبت روزانه حاکمان از منظر اخلاق عملی است. در صورت تخطی از این الگوی رفتاری، تهدید «سقوط» متصور میشود، اما مادامی که مردم این خلوص را در رفتار ببینند، پشتیبانی خود را ادامه خواهند داد. رهبر انقلاب اسلامی هم فرمودهاند: «در قانون اساسی ... همه مراکز قدرت هم، مستقیم یا غیر مستقیم با آراءِ مردم ارتباط دارند و مردم تعیینکننده و تصمیمگیرنده هستند و اگر مردم حکومتی را نخواهند، این حکومت در واقع پایه مشروعیت خودش را از دست داده است»«16».
وحدت کلمه؛ عامل سد نفوذ
مهمترین استراتژی دشمن در مواجهه با نظامی با مشروعیت مردمی، ایجاد شکافهای درونی است. ویژگی مردم که مانع تحقق این هدف میشود، قدرت آنها در حفظ «وحدت کلمه» است.
امام خمینی رحمهاللهعلیه بهعنوان یک اصل کلان، تفرقه را ناشی از «شیطان» و اتحاد را نشئتگرفته از «رحمان» معرفی میکنند«17». در بستر مبارزه با دشمن خارجی، حفظ این وحدت، به یک تکلیف دینی و سیاسی تبدیل میشود. این انسجام، نتیجه درک مشترک مردم از این است که علیرغم اختلافات طبیعی، هدف نهایی (زنده نگه داشتن اسلام و استقلال کشور) بر همه چیز اولویت دارد. این ویژگی، پتانسیل تفرقه را که دشمنان همواره بهدنبال تزریق آن هستند، از بین میبرد و پشتوانه مردمی نظام را به یک جبهه واحد و مقاوم تبدیل میکند.
حافظه تاریخی
این بنیاد نظری، با حافظه تاریخی و اجتماعی ملت ایران پیوندی ناگسستنی برقرار میکند. تجربه تاریخی ستمدیدگی از قدرتهای سلطهگر، یک حافظه بیدار تاریخی ایجاد کرده است که مانع از فریب خوردن مجدد مردم میشود. در کنار این حافظه، روحیه ایثار بهمثابه تجلی فداکاریهای مستمر، جامعه را در برابر فشارهای بیرونی مقاوم میسازد و این روحیه بزرگترین سرمایه اسلام تلقی شده است. این دو مولفه، زمینه را برای پذیرش مسئولیت تاریخی و ایستادگی فراهم میآورد.
تلاقی ارزشمند
ویژگیهای مردم ایران در اندیشه امام خمینی رحمهاللهعلیه که مانع تحقق نقشههای دشمن میشود، نه صفات انفعالی، بلکه کارکردهای فعال و تعهدآور هستند که مشروعیت نظام را تثبیت میکنند. این ویژگیها عبارتاند از: تعهد ایمانی عمیق که فراتر از انگیزههای سیاسی لحظهای است؛ درک مفهوم جمهوریت بهعنوان «پایگاه ملی» که حاکمیت را متکی بر اراده خود میداند و حفظ «وحدت کلمه» در برابر تهدیدات تفرقهافکن. مادامی که این سه رکن از سوی مردم حفظ شود، بنیاد مشروعیت نظام غیرقابل نفوذ باقی خواهد ماند.


