فیلم
 
کلیدواژه:

شما می‌بینید که فرض کنید که رئیس جمهور امریکا نصف قدرت این سیّاره را دارد، و خیال می‌کند این کم است. آنکه من می‌خواهم این نیست، خیال می‌کند که اگر شوروی را هم شکست بدهد و منزوی کند و همه این سیّاره در تحت قدرت او بیاید بَسَش است. این نمی‌فهمد که این جور نیست. این نمی‌فهمد که عاشق خداست، نه عاشق دنیا. دلیل این است که وقتی رسید به آنجا، می‌بیند نه، کافی شد. اگر به او می‌گفتند در سیّاره مشتری هم یک چیزهایی هست، می‌خواهی به او برسی هیچ ممکن نیست بگوید نه؛ می‌گوید آری. هیچ سیر نمی‌شود انسان. دنبال این نباشید که خیال کنید ما رسیدیم به اینجا، خوب، الحمد للَّه! اختلافاتی که پیدا می‌شود برای همین است که اشتباهات هست. اشتباه در مقصد است. مقصدِ فطرت نداریم، ما ندیدیم، ما نمی‌دانیم، ما کتاب فطرت را خوانده‌ایم. ما چون آشنا به کتاب فطرت نیستیم، خیال می‌کنیم که ما می‌خواهیم برسیم به یک قدرتی و در انحصار ما باشد این قدرت. وقتی رسیدید، می‌بینید آنکه می‌خواستم‌ این نیست. در دل باز آشفتگی هست. و آشفتگی رو به تزاید هم می‌شود.

لینک مرتبط

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: