مطلب مرتبط

سخنرانى در جمع مسئولان نظام در عيد سعيد فطر (مصاديق و مراتب شكرگزارى)سخنرانی امام خمینی (ره) درباره تهذیب نفس و ترک حب دنیااز عهده شکر این همه برکات در ماه مبارک، بر نمی‌آییماز عهده شکر این همه برکات در ماه مبارک، بر نمی‌آییمما خودمان را نساختیمما خودمان را نساختیم
شناسه مطلب صحیفه
نمایش نسخه چاپی

سخنرانی در جمع مسئولان نظام در عید سعید فطر (مصادیق و مراتب شکرگزاری)

تهران، حسینیه جماران
عید سعید فطر
مصادیق و مراتب شکرگزاری
خامنه‌ای، سید علی (رئیس جمهور)- موسوی، میر حسین (نخست وزیر)- هاشمی رفسنجانی، اکبر (رئیس مجلس شورای اسلامی)- موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم (رئیس دیوان عالی کشور)- سفرا و کارداران کشورهای اسلامی مقیم ایران- اقشار مختلف مردم‌
جلد ۲۰ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۵۳ تا صفحه ۵۸

بسم الله الرحمن الرحیم‌

تلاش برای اصلاح درون و باطن‌

امیدوارم که این عید سعید برای همه مسلمین عید به معنای واقعی باشد و برای ملت ایران برکات عید از جانب خدای تبارک و تعالی نازل شود. عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد، درون خود را اصلاح کند. اموری که مربوط به این عالم است گذراست، زودگذر هم هست و پیروزیها و شکستها و خوشیها و ناخوشیهای این دنیا بیش از چند روزی و مقدار اندکی پایدار نیست. آنچه که برای ما و شما می‌ماند، آن چیزی است که در درون خودمان تحصیل کرده باشیم، باور بکنیم که خدای تبارک و تعالی حاضر است، باور بکنیم که همه چیز به دست اوست و ما چیزی نیستیم، باور کنیم که ما قاصر هستیم برای شکرگزاری نعمتهای خدا.
این ماه مبارک رمضان با آن همه برکاتی که دارد، ما نمی‌توانیم از عهده شکر یکی‌اش برآییم، ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد، متاسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است، تمام شدنی است، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.

شکرگزاری از فداکاری ملت در شناخت مقام آنان‌

بحمد الله کشور ما، کشور شما، کشوری است که امروز باید بگوییم نمونه است. آنچه که می‌خواستم عرض کنم این است که این اقبال مردم بر امور معنوی و بر امور ظاهری، خصوصاً، این جوانهای ما در جبهه‌ها و این روز قدس که امسال من هر چه نگاه کردم به نظرم عظیمتر از سال قبل بود، و نمی‌تواند انسان قدر این نعمت را و شکر این نعمت را به اندازه کافی بجا بیاورد، اینها برای ما تکلیف درست می‌کند، تکلیف ما را زیاد می‌کند، تکلیف قوه مقننه را دو چندان می‌کند، تکلیف قوه مجریه را همین طور، قضائیه را همین طور، تکلیف برای روحانیت عظیم الشان زیاد می‌شود. ما نمی‌توانیم از عهده شکر این نعمت برآییم، لکن باید حتی الامکان شکرگزاری کنیم. شکرگزاری به این نیست که ما بگوییم «الحمد للَّه»، آن هم یک شکر است، شکرگزاری به این است که ما مقام این ملت را بشناسیم و این جبهه و پشت جبهه را همیشه در نظر داشته باشیم که حجت را بر ما اینها تمام کرده‌اند. خدا می‌داند که من هر وقت نظرم به این جوانهایی که عازم جبهه هستند و با شور و شعف دارند به جبهه‌ها می‌روند، وقتی من آنها را نگاه می‌کنم، از خودم خجالت می‌کشم، ما کی هستیم، ما چی هستیم؟ ما قریب هشتاد و چند سال در این دنیا خودم را می‌گویم- بودم و به قدر این چند روزی که اینها مشغول خدمت هستند، ما خدمت نکردیم، ما خودمان را نساختیم. از من گذشت، لکن شما توجه کنید که خود را بسازید.
توجه کنید که دنیا را به چیزی نگیرید، توجه کنید که همه رفتنی هستیم و باید به خدای تبارک و تعالی نزدیک بشویم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعیه ائمه اطهار را ملاحظه کنید، ادعیه شلاقه‌هایی است که بر فرق ماها زده می‌شود. اینهایی که به واقعیت و به عقیده ما معصوم از هر خطا هستند، ببینید که در ادعیه‌ها چه جور عجز و ناله می‌کنند، برای اینکه مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم النبیین بالاترین مقام، لکن وقتی که این مقام را با مقام الوهیت ملاحظه بکنیم که خود آنها می‌بینند، هیچ است در مقابل همه چیز. آنی که آنها فهمیدند از عظمت خدا، آنها را وادار کرده است آن طور راز و نیاز کنند و اعتراف به تقصیر. شما در ادعیه امیر المومنین، خود رسول خدا، حضرت سجاد- سلام الله علیه- سایر ائمه، ملاحظه کنید چه جملاتی هست و ما چطور بعیدیم از این معانی، چه معارفی در این ادعیه هست که ما محرومیم از آن معارف، چه آتش‌سوزی در قلب این خاصان خدا بوده است که برای فراق خدا می‌سوختند و آتش جهنم را می‌گفتند اگر صبر کنیم، صبر در فراق را چه کنیم؟ اینها برای ما مثل یک افسانه است، لکن واقعیت است، واقعیتی که آنها فهمیده‌اند و ما نفهمیدیم. ما الآن تکلیف زیاد داریم. ما مواجه هستیم با یک ملتی که همه چیز خودش را در طبق اخلاص گذاشته است و برای اسلام دارد صرف می‌کند؛ جوانها را می‌دهد، جوانها جان خودشان را می‌دهند، زنها جوانهای عزیز خودشان را می‌دهند و با آن شور و شعف، آنها به میدان می‌روند و مردم با آن شور و شعف در جبهه و خارج جبهه دارند فداکاری می‌کنند. تکلیف ما با اینها چی هست؟ ما چه جواب بدهیم از این همه جهاتی که اینها عرضه می‌دارند؟ ما چی داریم که در جواب آنها بدهیم؟ مع ذلک، باید آن مقداری را که توان هست انجام بدهیم. شکر این نعمت به این است که ما مردم را شریک بزرگ بدانیم در این حکومت. حکومت نیست، باید همه خدمتگزار باشیم برای این ملت، برای این جوانها و برای این پیرها و زنها و مردها.

مشارکت دادن مردم در تمام امور

مردم را در همه امور شرکت بدهیم. دولت به تنهایی نمی‌تواند که این بار بزرگی که الآن به دوش این ملت هست بردارد. همان طوری که ملاحظه می‌کنید چنانچه این شور و شعف ملت و جوانهای عزیز نبود، هیچ دولتی نمی‌توانست مقابله کند با این قدرتهایی که همه قدرتشان را، قوه‌شان را پهلوی هم گذاشتند و به ما حمله کردند. بدون اینکه این ملت همراهی کند ما نمی‌توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از اینهاست و هر چی هست مال اینهاست، دولت عامل اینهاست، قوه قضائیه عامل اینهاست، قوه اجراییه عامل اینهاست. قوه مقننه عامل اینهاست؛ ادای تکلیف باید بکنند، شرکت بدهند مردم را در همه امور. همان طوری که با شرکت مردم در این جنگ، شما بحمد الله پیروز شدید و پیروزتر هم خواهید شد، با شرکت اینها شما می‌توانید اداره کنید این کشور را. مردم را در امور شرکت‌ بدهید، در تجارت شرکت بدهید، در همه امور شرکت بدهید. مردم را در فرهنگ شرکت بدهید، مدارسی که مردم می‌خواهند درست کنند کارشکنی نکنید برایشان، البته نظارت لازم است، انتقاد هم لازم است، لکن کارشکنی نکنید.

لزوم حفظ جمهوری اسلامی با اتحاد و برادری‌

بین خودتان برادر باشید، حفظ کنید این برادری را، با حفظ برادری شما به اینجا رسیدید و با حفظ برادری باید جلو بروید. اگر خدای نخواسته خللی حاصل بشود در این برادری، چه در خود تهران، چه در خارج تهران، هر جا باشد، چه بین روحانیون، چه بین مردم، چه بین جناحهایی که هستند، اگر- خدای نخواسته- یک وقت یک خللی واقع بشود شکست همراه اوست. شما فکر این را بکنید که حافظ اسلامید، نه حافظ خود. شما باید حفظ اسلام را بکنید، آن هم نه در زمان خود، همان طوری که انبیاء عظام دنبال این بودند که بعد از خودشان تا آخر حافظ باشند، تکلیف است برای همه ما که ما این جمهوری که به اینجا رسیده است تا آخر حفظ کنیم. تا آخر حفظ کردن این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را، سر اغراض جزئیه که زود می‌گذرد، لطمه‌ای خدای نخواسته به اسلام وارد نکنیم، لطمه‌ای به جمهوری اسلام وارد نکنیم. اشکال اگر هست به من و دیگران، اشکال را باید گفت، لکن نباید تضعیف کرد دولت را، نباید تضعیف کرد قوه مقننه را، قوه قضاییه را، روحانیت را، اینها جرم است، اینها گناه نابخشودنی است.
شما توجه باید بکنید، ملت ما توجه بکنند که یک ملتِ با هم، هیچ قوه‌ای بر آنها غلبه نخواهد کرد. هیچ قوه‌ای نمی‌تواند بر یک ملتی که همراه هم هستند و با هم هستند، هیچ قدرتی نمی‌تواند با او مقابله کند و لهذا، شیاطین در پی این هستند که از این راه پیش بروند که بین جناحها اختلافی ایجاد کنند، اعتنا نکنید به این شیاطین، در شهرها اعتنا نکنند آقایان به شیاطینی که می‌خواهند اختلاف ایجاد کنند.

وظیفه روحانیت در ایجاد اتحاد و حضور در صحنه‌ها

قوی باشید و پشت هم باشید، دولت و ملت با هم باشد، ملت پشتیبان دولت در امور باشد، دولت خدمتگزار ملت باشد در امور. شرکت بدهند مردم را در همه امور. دانشگاهها باید مردم درش دخالت داشته باشند. مردم خودشان به طور آزاد باید دانشگاه داشته باشند، منتها دولت نظارت باید بکند. نظارت دولت حتمی است، لکن این طور نباشد که خیال کنید که خود دولت می‌تواند همه کارها را انجام بدهد، می‌بینید که نمی‌تواند، اعتراف دارند همه بر این، دولت اعتراف دارد، همه اعتراف دارند بر اینکه بدون ملت ما نمی‌توانیم. این ملت را از دست ندهید، نگهش دارید. روحانیون مکلف‌اند، خودشان هم می‌دانند مکلف‌اند که حفظ اسلام را بکنند، حفظ اسلام به حفظ وحدت است و باید بکنند و این واجب است بر همه که حفظ کنند وحدت را، مردم را نگه دارند. اگر در یک شهری از شهرها بنا بود یک اختلافی واقع بشود، بدانند که دست شیطان در کار است، باید این را از بین ببرند و نگذارند یک وقت- خدای نخواسته- و لو در یک شهری، در یک روستایی اختلاف واقع بشود. برادران روحانی قویاً، با هم باشند و کناره‌گیری نکنند، همه در میدان باشند، با هم باشند. ما می‌خواهیم حفظ اسلام را بکنیم، با کناره‌گیری نمی‌شود حفظ کرد. خیال نکنید که با کناره‌گیری تکلیف از شما سلب می‌شود، تکلیف دو چندان است. باید در صحنه باشید، بیایید، همه روحانیت بیاید، کنار رفتن، از مکاید ابلیس است که نمی‌گذارد که همه با هم باشند. قدرت را روی هم بگذارید؛ ارتش، سپاه، بسیج و گروههای مردمی همه با هم باشید. اگر باشید با هم، خدای تبارک و تعالی نصرت می‌کند شما را. نصرت خدا این است که همه با هم برای رضای خدا باشید. همه با هم برای این باشید که اسلام را تقویت کنید و اسلام را به جاهای دیگر هم برسانید و این نصرت خداست و خداوند وعده کرده است که اگر نصرت کنید، من هم نصرت می‌کنم «1»؛ و می‌بینید که دارد نصرت می‌کند. می‌بینید که یک روزی بود که همه اوضاع به هم ریخته شده بود و همه جا خراب بود و حالا بحمد الله، همه چیز صحیح است و خوب است و همه جهات تمام است و جبهه‌های ما قوی و داخل و خارج همه درست، همه جهات درست است و لیکن باید مردم توجه کنند به اینکه آنها پشتیبان هیات حاکمه باشند و هیات حاکمه خدمتگزار آنها.
خداوند همه ما را از شرّ شیطان نگه دارد. و خداوند همه ما را قدرت این بدهد که با خودمان جنگ کنیم و با باطن خودمان ستیزه کنیم و اصلاح کنیم خودمان را.
و السلام علیکم و رحمه الله‌

«۱»- سوره محمد( ص)، آیه ۷:« ان تنصروا اللَّه ینصرکم».


امام خمینی (ره)؛ 19 خرداد 1365

صوت مطلب

کیفیت متوسطحجم 10/30 مگابایتبیشتر

جمله طلایی

فراز طلایی

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: