امام رهبر و مرجع کل شیعیان و پیشوای جهان اسلام بود این نوع رهبری و مرجعیت مرز جغرافیایی ندارد تفاوتی بین پیرو و مقلد امام در لبنان یا عراق یا هند و پاکستان و بحرین و نیست همان گونه که در این عرصه فرقی بین شیرازی و تبریزی و اصفهانی و نیست امروز مرجعیت مقام معظم رهبری
کمیته امداد سوال کرده بودند که در یکی از مناطق بسیار محروم جنوب که در سالهای اول انقلاب در اوج فقر بودند در برخی از روستاها خانواده هائی بهائی هستند که به نان شب محتاجند ایا می توانیم از محل بودجه کمیته امداد و صدقات به خانواده های بهائی کمک کنیم حضرت امام با قاطعیت
دکتر فتحی شقاقی دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین در یکی از سفرهایش به ایران قبل از ملاقات با امام با قائم مقام رهبری در ان زمان در قم ملاقات کرده بود و سپس به جماران امد و به ملاقات با امام تشرف یافت بعد از این دو ملاقات در حالی که بسیار شگفت زده بود از نگاه متفاوت و حتی
جالب بود که در تمام مواردی که دشمن پیرامون بیماری حضرت امام شایعه پراکنی می کرد دروغ محض بود لیکن در یک مورد که امام دچار سکته قلبی سنگینی شد و حدود یک ماه در بیمارستان بستری بودند دشمنان بوئی از این حادثه بزرگ نبردند و به لطف خدا با توجه به شرائط فوق العاده حساس
یکی از چهره های معروف و شناخته شده برای امام در مورد تصرف و پرداخت وجوه شرعیه برای اموری ویژه از امام درخواست اجازه کرده بود ولی حضرت امام با تعبیر من نمی دانم ایشان چگونه جواب منفی دادند این در حالی بود که حضرت امام هم نسبت به ان شخص علاقه ای دیرین داشتند بخاطر
هر بار که چند روزی بین ملاقاتهای خبری حضرت امام فاصله می افتاد بلندگوها و رادیوهای بیگانه موجی از شایعات را درباره سلامت و گاهی هم رحلت امام به راه می انداختند و با توجه به حساسیت و علاقه فوق العاده ملت ایران و دیگر مسلمانان جهان این شایعات باعث نگرانی مردم می شد
یک روز نزدیک مغرب در نوفل لوشاتو به من گفتند کسی در میان جمعیت ملاقات کننده با امام امده و مشکوک است از بدو ورود او به محل اقامت امام این خبر دهن به دهن گشت من به اقای محتشمی گفتم مطلب چیست که می گویند گفت کسی امده که مورد شک برادران است او در نماز شرکت کرد نماز که
دو نفر از طرف رهبر فلسطینی ها یاسر عرفات که در ان زمان مهم بود به پاریس امدند و بری امام پیامی داشتند وقت ملاقاتی خواستند که به انها داده شد و امام انها را پذیرفتند در این موارد که ما نسبت به ملاقات کننده ها اطمینان صد در صد نداشتیم چند نفری در جلسه با امام می نشستیم
یک روز یکی از خبرنگاران خارجی به من گفت ما از رابطه امام با خانمها چون عکس یا فیلمی در اختیار نداریم چون امام بری سو استفاده هی احتمالی اجازه نمی دادند وقتی خانمی نزدیک ایشان است عکس یا فیلمی برداشته شود خوب است وقتی امام از چادر خارج می شوند شما به عنوان اینکه می
زمانی بود که من اصرار داشتم امام بر کتاب حجاب مرحوم شهید مطهری تقریظی بنویسند تا معلوم شود این کتاب مورد تایید ایشان است و به این ترتیب در جامعه خوب جا بیفتد ولی امام با نظر من مخالف بودند و فرمودند اگر من تایید کنم کسانی که ایشان را تخطئه می کنند فعالتر می شوند و
در نجف وقتی خدمت امام عرض کردم دباغ هستم فرمودند همان دباغ که شهید سعیدی در نامه هایش اسم می برد
این دقت امام قابل ملاحظه است من در سال 47 48 از ایشان فتواهایی خواسته بودم وقتی خدمت ایشان رسیدم سال 53 بود شما عنایت کنید چند سال فاصله است ان همه کار و مشغله نتوانسته
بچه های امام جمعه وقت همدان جزو منافقین بودند من به عنوان اینکه باید حرمت ایشان حفظ می شد شخصا به خانه اش رفتم تا به او تذکر داده از برنامه های بچه هایش او را مطلع کنم حین صحبت احساس عدم امنیت کردم حدس می زدم کس دیگری هم گوش می دهد به روی خودم نیاوردم صحبت هایم را جمع