با که گویم درد دل را از که جویم راز جان را
دلی به سوی رخ یار دلربا دارم
غزل هجرت
مسلکِ نیستی
عاقلان از سر سودائی ما بیخبرند
گفته بودی که ره عشق ره پر خطری است
در سایه لطف او پناهی دارم
پروانه صفت، در برِ آن شمع بسوزم
آتش عشق...
شعر صفحه 2