صفحه ۱۱۰۹ از ۱۷۷۲۰ مطلب که حاوی عبارت «» است.

۹۳/۱۰/۱۴ چقدر کم پیش ما می‌‏آیی؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی چند روزی شهید مطهری موفق نشده بودند که به دیدن امام در قم بروند روز پنجشنبه ‏ای که سه‏ شنبه هفته بعد ان ایشان شهید شدند به دیدن امام رفتند امام به ایشان گفتند اقا چقدر کم پیش ما می‏ ایی در شهادت استاد عباراتی را به زبان اوردند که کمتر

۹۳/۱۰/۱۴ شیخ مسیب خودمان؟

امام گاهی نسبت‏ به افرادی که به نظر دیگران نمی‏ امدند نظری ویژه و محبت امیز داشتند از جمله مرحوم شیخ مسیب که از علاقه‏ مندان امام در نجف اشرف بود و مدت کمی قبل از رحلت امام در اثر بیماری سرطان فوت کرد امام فوق انچه در مورد مثل ایشان متصور و متوقع بود تا اخرین

۹۳/۱۰/۱۴ صدای زنگ را شنیدی؟

من مدتها پیش اقا می‏خوابیدم مواقعی که مادرم سفر بود ایشان می‏گفتند که تو نمی‏خواهد پیش من بخوابی چون تو وابت‏خیلی سبک است و این برای من اشکال دارد حتی ساعتی را که برای بیدار شدنشان بود دیدم لای یک چیزی پیچیدند بردند دو اتاق ان طرفتر که وقتی زنگ می‏زند من

۹۳/۱۰/۱۴ دریافتند علی مریض است

امام به غایت عاطفی بودند برای مثال ایشان با علی فرزند حاج احمد اقا بسیار انس داشتند و شاید ساعت ها با او مشغول بازی می‏ شدند یادم هست‏ به اتفاق برخی ازدوستان برای زیارت مرقد مطهر امام هشتم به مشهد مقدس رفته بودیم و علی نیز با ما همراه بود امام که با کسی تلفنی صحبت

۹۳/۱۰/۱۴ به بچه کاری نداشته باشید

روزی با پسرم حامد که چهار ساله بود نزد امام رفتیم امام در اتاقی نشسته بودند و یک گونی بزرگ که تا نصفه پر از کاغذ و نامه بود در کنارشان قرار داشت امام یکی یکی نامه را بیرون می‏ اوردند و می‏ خواندند انهایی را که لازم بود پاسخ بدهند زیر پتو می ‏گذاشتند تا بعدا به

۹۳/۱۰/۱۴ من بچه‌ها را دوست دارم

اگر ما یک روز دو روز به خانه اقا نمی ‏رفتیم وقتی می ‏امدیم می‏ گفتند کجاها بودید شما اصلا مرا می‏ شناسید یعنی این طور مراقب اوضاع بودند اینقدر متوجه بودند من بچه خودم را فاطمه را بعضی اوقات می‏ بردم یک روز وارد شدم دیدم اقا تو حیاط قدم می ‏زنند تا سلام

۹۳/۱۰/۱۴ مگر صندلی نیست که بنشینید؟

امام در روزهایی که حالشان هیچ خوب نبود و ما به زیارت شان در بیمارستان می ‏رفتیم همین که ما را کنار تخت‏ شان می‏ دیدند با محبت می‏ فرمودند مگر صندلی نیست که بنشینید می‏ گفتیم اقا ما راحت هستیم می‏ فرمودند نه خسته می‏ شوید

۹۳/۱۰/۱۴ شما چگونه‌اید؟

وقتی امام روی تخت‏ بیمارستان بودند در ان حالت درداور بیماری هرگز به خاطر ان عظمت اخلاقی که داشتند حتی اخ نمی‏ گفتند در یک چنین شرایطی وقتی یاران امام به دیدارشان می ‏امدند و از ایشان سوال می ‏کردند اقا حالتان چگونه است امام برای تسلی خاطر انها می‏ فرمودند

۹۳/۱۰/۱۴ آقا خیلی سراغت را می‌‏گرفت

وقتی که ایت الله خاتمی پدر همسرم فوت کردند من برای شرکت در مراسم سوگواری ایشان به یزد رفتم مادرم دایما می‏ گفتند که امام خیلی سراغت را می ‏گیرد ایشان از دوری من ابراز ناراحتی کرده بودند و دلشان می‏ خواست مرا ببینند و به من تسلیتی بگویند تا روحم ارام شود وقتی

۹۳/۱۰/۱۳ اگر کسی بیمار بشود

امام علاقه عجیبی به همسر و فرزندان و نوه ‏ها و حتی وابستگان خود دارند حتی اگر یکی از اعضای دفتر ایشان بیمار شود مرتب احوالپرسی می‏ کنند سفارش می ‏کنند به مداوا و پزشک و مرتب از وضع او جستجو می ‏کنند و امر به رفتن به بیمارستان یک روز حاج احمد اقا برای خواندن

۹۳/۱۰/۱۳ امام شدیدا عاطفی هستند

امام شدیدا عاطفی هستند مثلا وقتی نجف بودند و گاهی خواهرهایم می‏ امدند انجا و بعد می‏ خواستند بروند طوری بود که من هیچ وقت موقع خداحافظی قدرت ایستادن توی حیاط و دیدن خداحافظی انها را با امام نداشتم می‏ گذاشتم و می ‏رفتم مرحوم برادرم هم همین را می‏ گفتند که

۹۳/۱۰/۱۳ نگاهشان پر محبت ‏بود

وجود امام دنیایی از عاطفه بود نگاه ایشان انقدر پر محبت‏ بود و اینقدر تسلی دهنده بود که هر وقت ناراحتی یا گرفتاری پیدا می‏‎کردیم بی‎‏اختیار خدمت ایشان می‏‎رفتیم جواب سلام ما را که می‏‎دادند واقعا می‎‏توانم بگویم همه ناراحتی‎‏هایمان از یادمان