معتکف گشتم از این پَس بدر پیر مُغانمعتکف گشتم از این پَس بدر پیر مُغانجز سر کوی‌ تو، ای‌ دوست! ندارم جاییجز سر کوی‌ تو، ای‌ دوست! ندارم جاییوه چه افراشته شد، در دو جهان پرچم عشق!وه چه افراشته شد، در دو جهان پرچم عشق!‏بی نصیب آن کس که او را، رَه بر این پیمانه نیست‏‏بی نصیب آن کس که او را، رَه بر این پیمانه نیست‏‏من جان نمی‌دهم، مگر اندر هوای دوست‏‏من جان نمی‌دهم، مگر اندر هوای دوست‏جرعه‌ای‌ می‌خواهم از جام تو تا بیهوش گردمجرعه‌ای‌ می‌خواهم از جام تو تا بیهوش گردمماه تابانمماه تابانمابروی تو قبله نمازم باشدابروی تو قبله نمازم باشدسر زلفت به کناری زن و رخسار گشاسر زلفت به کناری زن و رخسار گشا دیوان اشعار صفحه 2