صفحه ۱۱۱۲ از ۱۷۷۴۷ مطلب که حاوی عبارت «» است.

۹۳/۱۰/۱۳ اگر کسی بیمار بشود

امام علاقه عجیبی به همسر و فرزندان و نوه ‏ها و حتی وابستگان خود دارند حتی اگر یکی از اعضای دفتر ایشان بیمار شود مرتب احوالپرسی می‏ کنند سفارش می ‏کنند به مداوا و پزشک و مرتب از وضع او جستجو می ‏کنند و امر به رفتن به بیمارستان یک روز حاج احمد اقا برای خواندن

۹۳/۱۰/۱۳ امام شدیدا عاطفی هستند

امام شدیدا عاطفی هستند مثلا وقتی نجف بودند و گاهی خواهرهایم می‏ امدند انجا و بعد می‏ خواستند بروند طوری بود که من هیچ وقت موقع خداحافظی قدرت ایستادن توی حیاط و دیدن خداحافظی انها را با امام نداشتم می‏ گذاشتم و می ‏رفتم مرحوم برادرم هم همین را می‏ گفتند که

۹۳/۱۰/۱۳ نگاهشان پر محبت ‏بود

وجود امام دنیایی از عاطفه بود نگاه ایشان انقدر پر محبت‏ بود و اینقدر تسلی دهنده بود که هر وقت ناراحتی یا گرفتاری پیدا می‏‎کردیم بی‎‏اختیار خدمت ایشان می‏‎رفتیم جواب سلام ما را که می‏‎دادند واقعا می‎‏توانم بگویم همه ناراحتی‎‏هایمان از یادمان

۹۳/۱۰/۱۳ عطوفت با کودکان

من در کربلا مشرف شده بودم که امام تشریف اوردند کربلا هفت زیارت مخصوصه دارد نجف سه زیارت مخصوصه دارد علاوه بر شب های جمعه ایشان هفت زیارت را مقید بودند مشرف بشوند کربلا ولی شب های جمعه نمی‏ رسیدند تشریف بیاورند امام در حرم متعبد بودند مثل سایر متعبدین دعا و نماز

۹۳/۱۰/۱۳ بگذارید نهارش را بخورد

اقا خیلی مهربان بودند یک روز با علی به باغی رفتیم یکی از محافظان دختربچه ‏ای داشت که انجا بود علی به زور گفت باید او را ببریم پهلوی امام هنگامی او را پیش امام بردیم وقت ناهار بود اقا به علی گفت دوستت را بنشان نهار بخوریم او هم بچه را نشاند تا ناهار بخورد ما دو سه

۹۳/۱۰/۱۳ امشب ختم امن یجیب بگیرید

حدود چند سال معمولا بعد از درس از مسجد سلماسی در خدمت امام تا در منزلشان می‏رفتم و سوالاتم را می‏پرسیدم و ایشان جواب می‏دادند یک روز نشد که برخوردشان گویای این باشد که الان حاضر به جواب دادن نیستند این هم کار یک روز و دو روز نبود تقریبا غالب روزها من به دنبال

۹۳/۱۰/۱۳ قدری بیشتر پیش ما بمان

اشنایی من با امام هنگامی اغاز شد که برای ادامه تحصیل به اراک رفتم ما با هم به درس مرحوم ایت الله حائری می‏رفتیم و فقه و اصول را با ایشان و اقای فرید گلپایگانی و اقا سید محمد داماد مباحثه می‏کردیم مرحوم ایت الله حائری جلسه‏ ای خصوصی داشتند که در ان جلسه هم ما

۹۳/۱۰/۱۳ به یاد فرزند معلول امام

مرحوم حاج اقا مصطفی در رابطه با علاقه امام به فرزندانش می‏ گفت امام بچه ‏ای داشت که فلج‏ بود و چند سالی زنده بود و بعد وفات کرد با اینکه ان بچه فلج‏ بود و زود هم از دنیا رفت معذلک هر وقت امام از او یاد می‏ کند خیلی متاثر و ناراحت می‏ شود

۹۳/۱۰/۱۳ درس مهربانی

یادم هست من کوچک بودم روزی پیرمردی برای باغچه منزل ما خاک اورد ما سر سفره بودیم که او امد امام گفتند که این پیرمرد ناهار نخورده است غذای ما زیاد نبود بعد بشقابی از توی سفره برداشتند و خودشان چند قاشق از غذایشان را در بشقاب ریختند و به ما گفتند بیایید هر کدام چند قاشقی

۹۳/۱۰/۱۳ شما امر کنید، ما اطاعت می کنیم

حضرت امام ره با این که مقام علمی شان چشم گیر فضلا و علما بود و اثارشان هم در حوزه های علمیه موجود بود ولی برای رضای خدا و مطلع ساختن مرحوم ایت الله العظمی حکیم به اندازه ای تواضع می کردند که به ایشان می فرمودند من یکی از پیروان شما هستم من یکی از افرادی هستم که اوامر

۹۳/۱۰/۱۳ توجه ویژه به قرآن

امام خمینی رضوان الله علیه توجه خاصی به قران داشتند به‏ طوری که روزی هفت‏ بار قران می‏ خواندند امام در هر فرصتی که به‏ دست می ‏اوردند و لو اندک قران می‏ خواندند بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از اماده شدن سفره که معمولا به بطالت می‏ گذرد قران