از جمله برنامه های ویژه ی حضرت امام رضوان الله علیه در ماه مبارک رمضان عبادت و تهجد بود امام عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی میدانستند و به صراحت بیان میکردند که در وادی عشق نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد
اکثر اشنایان
حضرت امام رضوان الله علیه توجه ویژهای نسبتبه ماه رمضان داشته و بدین جهت ملاقاتهای خودشان را در ماه رمضان تعطیل میکردند و به دعا و تلاوت قران و میپرداختند
و خودشان میگفتند خود ماه مبارک رمضان کاری است
یکی از یاران امام در این باره گفته است
در
یکی از خدمتگزاران بیت امام می گفت من در مرگ امام گریه نکردم ولی وقتی به این فکر افتادم که خانواده های بی بضاعت و خانواده شهدا و یتیمانی که توسط امام سرپرستی می شدند و اکنون بی سرپرست شده اند گریه ام می گرفت
در مدرسه رفا در دو روز اخری که حضرت امام در تهران تشریف داشتند یک روز فیلم کاخ و کوخ را که راجع به حلبی اباد و وضع بد زندگی ساکنان انجا بود نشان دادند حضرت امام با دیدن این فیلم به شدت منقلب شدند این جریان در شبی بود که می خواستند فردای ان روز حضرت امام را به قم ببرند
یک شب فقیری برای درخواست کمک امد مسئول اداره بیرونی با او برخورد خوبی نکرد حضرت امام که از دور با دقت مواظب بود اعتراض کرد و فرمود این چه طرز برخورد است وی جواب داد او دیروز و روز قبل از ان نیز امده بود امام فرمود بگذارید بیاید محتاج است نیازمند است و حاجتش او را واداشته
در خمین از مرحوم پدرش ارثیه ای به ایشان رسیده بود به نماینده خود نوشتند جناب عالی وکیل هستید زمین های متعلق به اینجانب را هر چند ناقابل است هر طور صلاح می دانید بین فقرا تقسیم کنید و تمیلیک انان نمایید چه ساختمان شده باشد یا نشده باشد
بعضی مواقع می دیدند افراد تلفن می زنند و از احوال بچه سئوال می کنند و پرسند ایا غذایی خورده و خوابیده حضرت امام می فرمودندزیاد به فکر غذای بچه نباشید بچه گرسنه نمی خوابد او چیزی پیدا می کند و می خورد مساله مهم مسایل تربیتی است چرا که وقتی تلفن می کنید نمی پرسید که
حضرت امام یک بار جمله ای از فرزند یکی از نزدیکان شنیده بود ایشان به مادر بچه فرمودند ببینید این حرف از کجا یاد گرفته این حرف پسندیده نبود
شما روحیه امام را در نظر بگیرید چه روحیه عزیزی است وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که باید قطعنامه را قبول کنند گفتند من جام زهر قطعنامه را می نوشم من کنار امام بودم امام مرتب مشتشان را می زدند روی پایشان می گفتند ا ا برای اینکه تلویزیون ما داشت رزمندگان را نشان
یکی از حالات عرفانی امام نسبت به دعا و توسل است در نوفل لوشاتو شاهد بودیم شب عاشورا بعد از اینکه نماز تمام می شد می فرمودند کسی هست که روضه بخواند یکی از برادرها بلند می شود و روضه می خواند و ناظر بودیم که امام دستمالشان را در اوردند و شروع به گریه کردن می کنند و واقعا
یکی از نزدیکان امام خمینی ره می گوید اگر ما بدون توجه قران را روی زمین می گذاشتیم امام ان را بر می داشت و می فرمود قران نباید روی زمین بماند
امام امت رحمه الله علیه وقت تلاوت قران و ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام روی زمین می نشست
روز 12 بهمن 1357 هنگامی که امام از هواپیما
امام در پاریس می خواستند کفش بپوشند پایشان را که بلند کردند تا روی روزنامه بگذارند سئوال کردند مثل اینکه این روزنامه های ایرانی هستند عرض کردند بله اقای ولی این صفحه اگهی هاست با این حال پایشان را روی روزنامه نگذاشتند و برگشتند و فرمودند شاید یک اسم محمد یا علی