صفحه ۱۱۰۹ از ۱۷۷۴۷ مطلب که حاوی عبارت «» است.

۹۳/۱۰/۱۷ می‏‌خواستم دستش را ببوسم

در یکی از ملاقات های خصوصی امام پیرمردی به امام عرض کرد من دو تا از فرزندانم شهید و مفقود الاثر شده ‏اند اجازه بفرمایید خودم هم بروم به جبهه امام به یک کسی فرموده بودند که صحبت های این پیرمرد به قدری مرا تحت تاثیر قرار داده بود که می ‏خواستم دستش را ببوسم

۹۳/۱۰/۱۷ عبای تمیزی که بمن دادند

یک روز ننه حوا خدمتکار منزل امام نزدیکی های مغرب بود که مرا صدا زد و گفت حاج عیسی خوشا به حالت خبر خوشی برایت دارم‏ گفتم چه خبری گفت امام یک کادو به من داده است که به تو بدهم و ان کادو را که با کاغذ بسته ‏بندی شده بود به من داد من که از اظهار لطف و مرحمت امام نسبت

۹۳/۱۰/۱۷ دیگر نگو

پس از فاجعه خونین مکه خدمت امام مشرف شدم سلام کردم اقا فرمودند در جریان مکه بودی گفتم بله فرمودند پس بنشین اینجا نشستم و شروع کردم به تعریف ماجرا تا رسیدم به این نکته که یک عده پیرمرد و پیرزن داخل یک ماشین بلندگودار بودند و شعار می ‏دادند پلیس سعودی امد و ماشین

۹۳/۱۰/۱۷ تصمیم گرفتیم شما را نصیحت کنیم

امام بعضی از نامه ‏های بی ‏شماری که از عاشقان ایشان به دفتر واصل می ‏شد با عاطفه و ملاطفت ‏خاصی پاسخ می ‏دادند در این میان بعضا نامه‏ های بچه‏ ها دیده ‏می‏شد که امام با خط خودشان به انها ابراز علاقه می‏ کردند نمونه زیر یکی از این موارد بی‏ شمار است بسم

۹۳/۱۰/۱۷ الآن بیاوریدش داخل

روزی یک خانم ایتالیایی که شغل او معلمی و دینش مسیحیت‏ بود نامه ‏ای اکنده از ابراز محبت و علاقه نسبت‏ به امام و راه او همراه با یک گردنبند طلا برای ایشان فرستاده بود وی متذکر شده بود که این گردنبند را که یادگار اغاز ازدواجم است و به همین جهت ان را بسیار دوست دارم

۹۳/۱۰/۱۷ عکس یادگاری بگیریم

شهید ایت الله اشرفی اصفهانی قبل از شهادت می‏ گفتند این بار که به محضر امام رفتم ایشان طور دیگری به من نگاه کردند و به من گفتند با هم عکس یادگاری بگیریم

۹۳/۱۰/۱۷ آخرین ملاقات با شهید اشرفی اصفهانی

امام نسبت‏ به شهید اشرفی اصفهانی علاقه خاصی داشتند در اخرین ملاقاتی که ان شهید بزرگوار با امام داشتند امام با ایشان معانقه گرمی کردند به طوری که برای ایشان سابقه نداشت و پس از پایان ملاقات به بنده فرمودند من از برخورد امام چنین دریافتم که این اخرین ملاقات من خواهد

۹۳/۱۰/۱۷ علی را بیاور ببوسم

صبح شنبه اخرین روز حال امام نسبتا خوب بود کنار تخت رفتم با سختی گوشه چشم شان را باز کردند و با اشاره به من فرمودند علی نوه کوچک امام را بیاور که ببوسمش و این اخرین بار بود که امام با نوه عزیزشان وداع می‏ کردند

۹۳/۱۰/۱۷ اگر بگویی فقیری آمده است

امام واقعا چهره خیلی ملایم و پر ملاطفتی دارند و ایشان مخصوصا به طبقه ضعیف عشق و علاقه عجیبی دارند و با یک حالت ‏خاصی به انان می ‏نگرند مثلا اگر به امام بگویید یک ادم پیر یا فقیری امده است ایشان حتما خودشان می‏ روند و پرده جلوی در را کنار می‏ زنند و با او ملاقات

۹۳/۱۰/۱۷ در گوش ما دعا می‏‌خوانند

ایشان خیلی صمیمی خودمانی و مهربان هستند مخصوصا با مادرمان که از همه جهت احترام ایشان را دارند رفتار ایشان از زمان طلبگی تاکنون هیچ فرقی نکرده است از موقعی که به خاطر دارم همین برخوردها را با ما داشته ‏اند ما از اول نسبت ‏به اقا احترام خاصی قایل بودیم و مقید بودیم

۹۳/۱۰/۱۷ امام نسبت ‏به آن‌ها التماس می‏‌کردند

بنده خودم شاهد اشک ها و گریه‏ های امام برای جدا شدن افراد از جریان انقلاب بودم و می‏ دیدم وقتی که روحانیون سیاستمداران جوانان چپ زده و التقاطی راه خودشان را از فرهنگ انقلاب جدا می‏ کردند امام چگونه گریه می‏ کردند و چگونه تلاش می‏ کردند که انها را به مسیر

۹۳/۱۰/۱۷ قلبی به بیکرانگی عالم هستی

یک روز در معیت‏ شهید حجت الاسلام و المسلمین سلیمی که از بیت امام برای تقویت روحیه و دیدار از رزمندگان اسلام به جبهه جنوب امده بودند صحبت از خصوصیات امام به میان امد ایشان گفت چند روز پیش در محضر امام از جسارت ها و اهانتهای شیخ علی تهرانی در رادیو بغداد مطالبی به