صفحه ۱۰۹۲ از ۱۷۷۲۰ مطلب که حاوی عبارت «» است.

۹۳/۱۰/۲۹ شیطنت در کودکی

هشت نه سالش که بود بهترین پرش را داشت توی مسابقه ی دو هم همیشه اول بود از بازیگوشی هاش دو سه تا شکستگی توی دست و پا یادگاری داشت و ده دوازده تا توی سر و پیشانی

۹۳/۱۰/۲۹ داستان ازدواج امام از زبان همسرشان

من متولد ۱۳۳۳ قمری هستم پدرم ۲۹ یا ۳۰ ساله بود که به فکر افتاد برای ادامه تحصیل به قم برود در ان زمان من تقریبا ۹ ساله بودم پدر و مادرم به قم رفتند و پنج سال در انجا ماندگار شدند اما من نزد مادر بزرگم ماندم در واقع من از اول نزد مادر بزرگم مانده بودم و با اوزندگی می

۹۳/۱۰/۲۹ خواب عجیب امام خمینی در دوران مبارزه

پس از غائله انجمن های ایالتی و ولایتی گویا پس از ازادی امام از بازداشت ده ماهه تهران بود که روزی در جلسه هیئت مدرسین از این صحبت شد که اقای حاج اقا روح الله خیلی تند می رود کاش مث اقایان دیگر هم در سخن و هم در دادن اعلامیه ملاحضه می کرد که کار به جای باریکی نکشد و

۹۳/۱۰/۲۹ دست غیب در انقلاب

چند روز قبل از پایان سال 65 که خدمت امام بودیم چون یکی از روزهای فروردین 66 با ولادت یکی از ائمهع مصادف می شد من و اقای هاشمی رفسنجانی و حاج احمد اقا اصرار کردیم که ایشان در حسینیه ی جماران با مردم دیداری داشته باشند امام استنکاف کردند و قاطع گفتند حالش را ندارم من

۹۳/۱۰/۲۹ خاطراتی از شهرت‏‌گریزی و تواضع امام

اجازه نمی دادند پشت سرشان راه برویم در سالهای 1327 و 1328 وقتی که امام در مسجد سلماسی قم تدریس می کردند مسیر حرکت ایشان از خانه به طرف محل درس شان با بنده یکی بود چون منزل ما هم در نزدیکی منزل امام بود لذا بیش تر روزها میان راه با هم برخورد می کردیم امام وقتی صدای پای

۹۳/۱۰/۲۹ تواضع و بزرگواری

فرزند چهارمین شهید محراب حضرت ایت الله اشرفی اصفهانی نقل می کند که در حدود چهل سال پیش که چهارده پانزده ساله بودم روزی برای استحمام به گرمابه ای در قم رفته بودم در بدو ورود مشاهده کردم یکی از اقایان که سر خود را صابون زده و روی چشمانش نیز از کف صابون پوشیده است‏با

۹۳/۱۰/۲۹ نماز

یکی از پزشکان قم نقل می کرد هنگامی که خبر دادند امام دچار ناراحتی قلبی شده اند خود را به بالین ایشان رسانده و فشار خونشان را گرفتم فشار ایشان عدد 5 را نشان می داد که از نظر طبی خیلی خطرناک بود کارهای اولیه را انجام دادم و پس از دو ساعت که قدری وضع بهتر شده بود ولی

۹۳/۱۰/۲۹ بردباری و سعه صدر

چند سال پیش از این یکی از اشنایان به منزل امد و چون نسبت‏به مساله ای معترض بود کمی بلند صحبت می کرد و نظرهای خود را ابراز می نمود امام با اینکه در دوران کسالت و نقاهت‏به سر می بردند با ارامش و ملایمت‏به او فرمودند چرا ناراحتی می کنید حالا بیایید با هم صحبت کنیم

۹۳/۱۰/۲۹ خاطراتی از توجه امام راحل به امام زمان (عج)

شما دعا کنید زمان شاه بود که پدرم شهید شد بعد که رفتیم پیش امام گفتند پدرت شهید شده یک دفعه دیگر هم که پیش امام رفتیم از ایشان پرسیدم اقا امام زمان کی می ایند امام روی سرم دست کشیده و گفتند شما دعا کنید شما دعا کنید در جشن نیمه شعبان حضور یافتند در مورخه دوشنبه

۹۳/۱۰/۲۹ اخطار شدید

یکی از اعضای دفتر امام ره می گوید بارها امام به افراد دفتر اخطار شدید فرموده اند که راضی نیستم از تلفن های دفتر برای کارهای شخصی استفاده شود و حتی در منزل یک چراغ نمی بینید که بیهوده مصرف شود هنگام وضو گرفتن یک قطره اب اضافی مصرف نمی کند و مرتب سفارش می فرماید که

۹۳/۱۰/۲۹ کاغذهای کوچک

یک بار اقای رضوانی که مسئول مالی و دیگر کارهای حضرت امام بود پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای حضرت امام فرستاده بود حضرت امام در یک کاغذ کوچک جواب داده و زیر ان نوشته بودند شما در این کاغذ کوچک هم می توانستید بنویسید لذا اقای رضوانی خرده کاغذها را جمع و جور می کرد و

۹۳/۱۰/۲۹ امام و بیت المال

ایت الله شهید حاج سید مصطفی خمینی ره نقل می کند یک روز برای یک طلبه خدمت حضرت امام وساطت کردم و می خواستم پولی از ایشان بگیرم و به او بدهم حضرت امام به وساطت من ترتیب اثر ندادند مایه تعجبم شده بود مرتبه سوم که وساطت کردم حضرت امام در جواب فرمودند مصطفی این پول در این