وقتی امام را به تهران بردند مدت نوزده روز در یک محلی نگه داشتند سپس به مدت 24 ساعت به یک سلول انفرادی بردند بعدها امام می فرمودند طول ان اتاق چهار قدم و نیم بود و من سه تا نیم ساعت طبق روال همه روزه ام در انجا قدم زدم بعد از ان امام را به منزلی بردند که یک اتاق و یک حیاط
هنگام ازادی امام از منزل تحت محاصره در قیطریه تهران و سوار شدن ایشان به اتومبیل بری بازگشت به قم سرهنگ مولوی معاون ساواک تهران تصمیم و اصرار داشت در اتومبیل کنار امام نشسته و در انظار چنین وانمود کند که اختلافات پایان یافته است ولی امام با زیرکی خاصی که داشتند اجازه
اذرماه 43 که مرحوم ایت الله خوانساری وارد اسلامبول شدند تا با امام دیدار کنند ساواک از دیدار ایشان با امام چنین گزارش داد سپس صحبت خانواده خمینی به میان امد و خوانساری از طرف خانواده ایشان سلام رسانده و سلامتی انها را اعلام داشت خمینی از پسر خود مصطفی سوال کرد اقی
متولی استانه مقدسه قم اقی حاج سید ابو الفضل مصباح معروف به تولیت به خاطر طرفداری از امام از تولیت استانه حضرت معصومه س برکنار شد او که از افراد متمول بود در پاریس خدمت امام رسید و عرض کرد من 86 میلیون تومان پول دارم و قصد دارم ان را به شما تقدیم کنم چون اخر عمر من است
امام هرگز هیچ یک از مقامات را در جای خلوت به حضور نمی پذیرفتند ایشان در این موقع می فرمودند ما جای خلوتی نداریم این مطلب بدان جهت بود که انان نتوانند با توجه به اینکه ملاقاتشان با امام خصوصی بوده است مطالبی را بر خلاف اظهار کنند و چند نفر شاهد صحبت های انان با امام
قبل از واقعه پانزده خرداد 42 که رژیم شاه به دنبال بهانه هایی بری پرونده سازی علیه امام می گشت شخصی که خود را دیپلمات در لبنان معرفی می کرد با وساطت یک روحانی ایرانی با امام ملاقات کرد و اظهار داشت که از طرف جمال عبد الناصر مامورم که مراتب سپاسگزاری و قدردانی ایشان
ماشینهی شرکت واحد از تهران کماندوها را به قم اورده بودند ساواکیها رسیده بودند و برنامه داشتند روز دوم فروردین که مصادف با شهادت امام صادق ع بود دقیقا خاطرم هست که امام گوشه خانه نشسته بودند مرحوم شهید مهدی عراقی امد و در گوش امام سخنی گفت امام پیغامی توسط جناب اقی
امام هوش و ذکاوت بینظیری داشتند هنگامی که در قیطریه بودند روزی مرحوم لواسانی به دیدن ایشان امدند البته در ان ایام امام در حصر بودند و تعداد محدودی حق داشتند که با ایشان ملاقات کنند که یکی از انها اقی لواسانی بود چون قیافه ایشان خیلی شبیه امام بود و تا ان روز رییس
از ژرف نگریهی امام نه تنها در قبال رژیم شاه بلکه با هر فرد و شخص و گروه و دستهی که با انها برخورد میکردند این بود که در اولین برخورد طرف را میشناختند که چکاره است من این را از شهید حاج اقا مصطفی شنیدم که نقل میکردند که امام میگوید وقتی گاهی کسی پیش من
یکی از دوستان همشاگردی امام میگفت وقتی با ایشان از خمین به اراک امدیم استاد که درس میگفت امام همین که گوش میکردند کافی بود نه مطالعه میکردند و نه مباحثه دیگران به سر و کله هم میزدند که درس را یاد بگیرند ولی وقتی امام فردا وارد کلاس درس میشدند از همه
پس از اینکه امام به مقام اجتهاد رسیدند زمانی یک مساله ریاضی مشکلی در دنیا مطرح بود که ان موقع میگفتند در ایران فقط حاج اقا روح الله خمینی این را حل کرده است ان مساله این بود که یک ریاضیدان گفته بود ما سه کلاه سبز داریم دو کلاه زرد و یک کلاه سفید و در یک تاریکی مطلقی
رضا فراهانی فرزند محمد در سال 1331 در شهر اشتیان متولد شد و در سال 1356 به جریان مبارزه با رژیم شاه پیبوست و با پیروزی انقلاب و ورود حضرت امام به قم جزو نیروهای ویژه حفاظت از امام درامد و تا زمان رحلت حضرت امام از خادمین و پاسداران وفادار به بیت شریف امام بود انچه می خوانید