نیمه شب بود و هوا سرد و برفی روح الله جوان نیمه های شب از مدرسه دارالشفا به مدرسه فیضیه می رفت سپس با سنگی یخ حوض مدرسه را می شکست و با اب سرد وضو می گرفت در تاریکی شب در مدرس مدرسه در زیر نور ضعیف فانوس به نماز شب می ایستاد چند ساعت بعد به مسجد بالا سر می رفت و در نماز
اقای خمینی سلمه الله بیش از پنجاه سال قبل شخصی را به مهمانی دعوت می کند و برای ایشان خورشت سبزی می اورد ولی خود ایشان نمی خورند می فرمود خورشت سبزی را خیلی دوست دارم ولی برخلاف هوای نفس خود عمل می کنم و ان را نمی خورم زمانی که حضرت ایت الله بهجت این سخن را ایراد فرمودند
حاج عیسی جعفری فرزند اسدالله پیرمرد فرزانه ای که در میان مردم ایران به خادم امام اشتهار دارد در سال 1306 در روستایی نزدیک قم به نام ابرجس به دنیا امد وی قبل از پیروزی انقلاب در قم دکان جگرکی داشت با پیروزی انقلاب و اقامت حضرت امام در جماران مرحوم حاج احمداقا که در
دیدم که در میان انبوه زوار گیر کرده نمی توانست قدمی پیش گذارد جلو رفتم و به کنار زدن مردم پرداختم امام با تغیرو تعرض مرا منع کرد ولی بی توجه به نهی ایشان کارم را ادامه دادم ناگهان متوجه شدم امام از مسیری که برایشان راه بازکرده ام نیامده تغییر جهت داده اند
در اغلب
یک بار می خواستند جلوی در گاهی که امام کفش های خود را بیرون می اورد روزنامه بیندازند چون این کار انجام شد با وجود ان که صفحه اگهی ها بود پایش را انجا ننهاد و فرمود شاید اسم محمد یا علی در انها باشد می بینیم که امام حتی حاضر نمی شدکلمه علی یا محمد که اسم افرادی عادی
به اذن امام مامورشدم که به منطقه خراسان بروم و علمای ان دیار را ببینم ومصایبی را که طاغوت و استعمار متوجه مسلمانان نموده تشریح کنم و نامه های امام را تحویل انان دهم شبی که عازم بودم ایشان خطاب به من فرمودند قبل از این که با هرکس ملاقات کنید اول به حرم امام رضاع مشرف
شبی هوا توفانی بود و بیرون رفتن از خانه مشکلاتی در برداشت به امام عرض کردم امیرمومنانع دور و نزدیک ندارد زیارت جامعه را که درحرم می خوانید امشب در خانه بخوانید امام فرمودند مصطفیتقاضا دارم روح عوامانه را از ما نگیری همان شب بالاخره به حرم مشرف شد در نجف اشرف گاه
پسر بزرگم از خانم دکتر مهین ت استاد و صاحب نظر درهنر نقل می کرد که ایشان زمانی که حضرت امام به پاریس هجرت کرده بودندایشان به پاریس رفته و در بیت امام خدمت می کرد وقتی مرتب اخبار وحشتناک 17 شهریور تهران را به امام می دادند که چه کرده اند و چقدر کشته شده اند امام عکس
در مجلس ختم استاد شهید مرتضی مطهری که از طرف امام در مدرسه فیضیه برگزار شد و خود امام هم که ان موقع در قم بودند حضورداشتند سخنران که در کنار ایشان ایستاده بود و ان همه درباره شخصیت استاد شهید مطهری شاگرد برازنده و پاره تن امام وشهادت ایشان سخن گفت و امام با کمال ارامش
اقای حاج سیدمحمد کوثری ذاکر معروف قم از دوستان صمیمی که از سالها قبل در قم روضه خوان خاص امام بود و در سنوات اخیر هم ایام عاشورا در حضور جمع در حسینیه جماران به یاد ایامی که امام در قم اقامت داشتند و ایشان ذاکر خاص امام بود و ذکرمصیبت وی مطلوب امام بود نقل می کرد که
ما در شبهای نیمه ماه رمضان یک جشنی به عنوان حضرت امام حسن مجتبیع در خانه می گرفتیم که اقایان طلبه ها و علما را هم دعوت می کردیم و من مقید بودم که حضرت امام را در این جشن دعوت کنیم و ایشان هم اظهار لطفی می کردند و در این جشن شرکت می کردند
حضرت امام تواضع عجیبی نسبت به طلبه هایی که درس خوان بودندداشتند طلبه روضه خوان مداح اهل بیت علیهم السلام را که می دیدند تمام قد بلند می شدند و موقعی که می خواستند از پیش استاد بروند از او بدرقه می کردند و بالاخره با اصرار میهمان باز می گشتند