فیلم
 
کلیدواژه:

«نَفْس مطمئنّه»؛ یعنی آن نفسی که دیگر هیچ خواهشی ندارد... تمام عالم را اگر یک لقمه کنند و به دست او بدهند،... می‌بیند نقیصه دارد؛ خواهشش غیر این است. آن وقت مطمئن می‌شود که به کمال مطلق برسد. کمال مطلق آن وقتی است که او باشد؛ غیر او نباشد در کار. ... یاد منحصر شده باشد به یاد خدا. آنجا نفس «مطمئن» می‌شود. ... مورد این خطاب واقع می‌شود که یا اَیَّتُها النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ای نفسی که به آنجا رسیدی که مطمئن شدی؛ از لغزش بیرون رفتی و توجه نداری به جای دیگر.... ارْجِعی‌ إلی‌ رَبِّکِ حالا دیگر هیچ چیز دیگر برای تو نمی‌شود. تو برگرد به سوی خدای «خودت»: «رَبِّکِ». ... فَادْخُلی‌ فی‌ عِبادی‌ ... وقتی که واقع شدی در عباد، آن وقت وَ ادْخُلی‌ جَنَّتی‌ نه الجنَّه. آن جنت مال دیگران است. ... جنّتِ لقاء، جنّت ذات؛ نه جنت دیگران... جنتی است که انتساب به هیچ جا ندارد، الّا به «هو». آن وقت «نفس مطمئنّه» وارد شده است در یک منبع نور و در یک کمال مطلق، و رسیده است به آن چیزی که عاشق او بود.

لینک مرتبط

دیدگاه ها

نظر دهید

اولین دیدگاه را به نام خود ثبت کنید: