نامه ای توسط ساواک به دفتر انرژی اتمی در ارلانگن المان وارد شده بود و از انها خواسته بودند که پنج نفر از بورسیه هایی که برنامه های تظاهرات و اعتصابها را ترتیب داده اند ظرف مدت 15 روز به ایران برگردانده شوند
این اخطاریه را نزد امام بردیم اتاق کوچکی تقریبا به مساحت
امام شاه حسین را نمی پذیرند شنیدیم ملک حسین پادشاه اردن بطور غیر رسمی وارد فرودگاه پاریس شده و تقاضای ملاقات حضوری با امام را نمود ما منتظر نظر امام بودیم مرحوم حاج احمد خمینی از نزد امام برگشت و اعلام کرد امام شاه حسین را نمی پذیرند ملک حسین در کمال حقارت به اردن
ما تعدادی از دانشجویان بورسیه انرژی اتمی در المان غربی سابق بودیم که خبر ورود امام ره را به پاریس شنیدیم هنوز رژیم شاه کم و بیش بر اوضاع ایران مسلط بود لذا ملاقات با امام یک حرکت ضد رژیم تلقی می شد و به همین دلیل پیدا کردن اقامتگاه امام کار مشکلی بود دانشجویان به
وقتی خدمت امام می رسیم می بینییم که ایشان یا رادیو گوش می کنند یا تلویزیون نگاه می کنند یا نامه های رسیده را می خوانند یا اخبار رسیده را مطالعه می کنند ایشان یک دقیقه بی کار نیستند حتی در حمام یا هنگام وضو رادیو همراهشان است من با اطمینان می گویم که ایشان اصلا وقت
امام در استفاده از وقت بسیار حساس و دقیق بود گاهی همزمان چند کار را با هم انجام می داد از جمله یک روز در حالی که مشغول گوش دادن به رادیو بود تصویر تلویزیون را هم تماشا می کرد ذکر هم می گفت با پاهایش نرمش می کرد و به علی کوچولو نوه امام هم می گفت تو هم مثل من نرمش کن و
در مدتی که حضرت امام ره در ترکیه تبعید بودند از فرصت استفاده کرده در اولین ساعات ورود به فراگیری زبان ترکی پرداختند و در همان مدت تبعید کتاب ارزشمند تحریر الوسیله را نوشتند همچنین در انجا به دیدن مراکز حساس و دیدنی از جمله مزار چهل تن از شهدای عالم از اهل سنت و موزه
ما ناظر بودیم که حضرت امام در 24 ساعت گاهی اوقات 4 ساعت بیشتر نمی خوابیدند ساعت 11 شب چراغ اطاق حضرت امام خاموش می شد و ما در ساعت 3 بعد از نیمه شب متوجه می شدیم که صدای کاغذ از اتاقشان می اید حضرت امام معمولا روزنامه هایی را که برایشان ترجمه می کردند و به علت کثرت کار
امام مقید بودند که کارهای شخصی خود را شخصا انجام دهند و در این رابطه حتی به نزدیکترین افراد منزل خود نیز دستور نمی داد چای صبحانه و بعداز ظهر خود را شخصا از اشپزخانه می اوردند و سر سفره غذا و وسائل مورد احتیاج خود را از دیگران نمی خواستند فرزند بزرگ امام می گوید من
یکی از نوادگان امام از اقا پرسید ما چه کنیم تا شوهرانمان مانند شما نسبت به خانم با ما رفتار کنند امام فرمود شما هم فداکاری کنید
حضرت امام وقتی که نیمه شب برای خواندن نماز شب از خواب بیدار می شدند لامپ اتاق را روشن نمی کردند تا مبادا مزاحم افراد خانواده شوند اقا از چراغ قوه کوچکی که داشتند استفاده می کردند
مرحوم ایت الله سید محمود طالقانی می گفت بعضی فکر می کنند گاهی اوقات که من به قم مسافرت می کنم فقط به خاطر مذاکرات سیاسی است روزنامه ها جنجال می کنند و سر و صدا راه می اندازند و حرفهایی درشت می نویسند ولی من هر وقت احساس ضعف می کنم گاهی یاس برایم پیش می اید می روم پیش
شب تبعید امام هنگامی که اقا را از قم به تهران می بردند در وسط راه ماشین را نگه داشتند امام خیال کرند می خواهند او را شهید کنند فرمود وقتی به قلبم مراجعه کردم هیچ تغییری در روحم ندیدم